جبر و اختیار

تغییر سرنوشت انسان

خداوند سرنوشت هر کسي را نوشته و مشخص کرده که چه اتفاقاتي در دنيا و آخرت براي او مي افتد آيا فرد مي تواند با اعمال و کارهاي خود سرنوشت او را تغيير دهد؟

براي روشن شدن رابطة قضا و قدر، با جبر و اختيار؛ نخست معناي قضا و قدر و سپس معناي جبر و همبستگي آنها را با همديگر شرح مي دهيم:
1. قدر: يعني اندازه و اندازه گيري و تعيين حد و حدود چيزي. و در اصطلاح به اين معناست كه خداوند متعال براي هر چيزي اندازه اي قرار داده و آن را بر اساس اندازه گيري و محاسبه و سنجش آفريده است.
2. قضا: يعني حكم، قطع و حتميت. در آفرينش، پيدايش هر چيزي از چند راه ممكن است انجام گيرد. حال اگر از ميان چندين راه ممكن، علل و اسباب پيدايش يكي از آنها فراهم شد و تنها همان يكي تحقق يافت؛ اين مرحله از تحقق را قضا مي نامند.

توکل و اختيار

در مورد توکل و اختيار انسان توضيح دهيد.

الف. توکل:
توكل از ماده وكالت به معناي سپردن كارها به خداوند و اعتماد بر لطف او است. مرحوم راغب اصفهاني در مفردات مي گويد: «توكل» اگر با حرف «علي» بيايد به معناي اعتماد كردن مي باشد. (راغب اصفهاني، مفردات، ماده وكل)

علل بوجود اورنده اراده -جبر

در بحث جبر و اختيار، اگر در درس هائي که در دانشگاه خونده ايم باور کرده ايم که عليتي در کار است بايد بپذيريم که ما آدم هاي مجبور هستيم چرا؟ الان مي گم: مگر نه اين است که مختار بودن خودمان را به خاطر خواست و اراده اي مي دانيم که مقدمه فعل ماست؟ آيا تا به حال از خود پرسيده ايد که اين خواست و اراده براي انجام فعلي خاص از اول بوده است يا چيزي بوده که به وجود آمده است؟ بعيد مي دانم کسي معتقد باشد اين خواست از ابتدا وجود داشته و امري حادث نبوده است. اگر چنين باشيد مطابق با اصل عليت از شما مي پرسم علت اين اراده و خواست جديد چيست؟ و همين جاست که کار ما به جبر خواهد کشيد. البته يک نکته اي را هم اشاره کنم که گاهي اوقات ما به دليل اينکه علل بوجود آورنده خواست و اراده خود را نمي دانيم پاي مفهومي همچون اختيار و اراده را به ميان مي کشيم. اما علم روانشناسي و جامعه شناسي مي تواند با پيشرفت روز افزون خود ابعاد و لايه هاي ناشناخته علل موثر در خواست و اراده ما را شناسائي کند. آيا از تاثير ناخودآگاه بر رفتار و اراده خود آگاهي داريم؟ آيا مي دانيم اين ناخودآگاه چگونه ساخته مي شود؟ آيا از فرايند دروني شدن اطلاعي داريم؟

در بررسي اين مطلب بهتر است ابتدا سؤال را كمي بيشتر تحليل كنيم تا جوانب مختلف مسئله بيشتر روشن گردد. مطلب اول اين است كه انسان بر فرض مختار بودن، افعالش مستند به اراده آزاد اوست حال سؤال اين است كه اين اراده خود مستند به چيست و در واقع همان طور كه فعل من علتي دارد و آن اراده است اين اراده من علتش چيست؟ و مسأله ديگر اينكه خود اراده نيز متأثر از عوامل خارجي بسياري است كه در تحليل و بررسي عوامل يك اراده گويا انسان نقشي ندارد او يا تحت تأثير جامعه،‌ افكار و عقايد، عادتها و رسوم و ... است. و خلاصه اينكه با چنين توصيفي انسان مجبور است نه مختار.

زيارت عاشورا و جبر و اختيار

اگر عمل و اختيار خود را درست بکار مي بردند و امام حسين(ع) را به شهادت نمي رساندند که حديث قدسي اشتباه در مي آمد پس خدا براي اينکه سخن خود را درست نگه دارد و اشتباهي در کار نباشد( يا هر اصطلاح ديگر که براي اين عمل، بهتر مي پسنديد) مطابق با تقدير علمي، آنان را آفريد.


این شبهه در حقیقت مصداق خاصّی از یک شبهه ی کلّی است درباره ی علم پیشین الهی و رابطه ی آن با اختیار انسان ؛ که می گوید: « اگر خدا علم پیشین به عاقبت انسانها دارد پس عاقبت هر کسی از قبل مشخّص شده است ؛ چرا که علم خدا تغییر ناپذیر است ؛ بنا بر این اختیار معنایی نخواهد داشت.» لذا قبل از پرداختن به مورد سوال ، نخست پاسخ این شبهه ی کلّی را خدمت حضرت عالی عرضه و آنگاه به مورد خاصّی که در سوال شما ذکر شده پرداخته می شود.
الف ـ علم و خالقیّت مطلق خدا و اختیار انسان.
یکی از مسلّمات اعتقادات مسلمین این است که خداوندِ علیم و قدیر ، عالم و خالق مطلق بوده قبل از ایجاد اشیاء ، به آنها علم داشته و ه

لعن زيارت عاشورا-جبر و اختيار

مي گويند زيارت عاشورا قبل از امام حسين(ع) و معاويه و يزيد و ... از طرف خدا بر پيغمبر(ص) نازل شده که در آن کساني لعنت شده اند يعني انسانهايي که لعنت شده اند قبل از اينکه به دنيا بيايند لعنت شده اند؟ مگر هر انسان حق ندارد که راه خود را انتخاب کند با توجه به اين، اين حق از آنها سلب شده است، لطفاً توضيح دهيد.

قبل از پاسخ دهي به اين سؤال لازم است مقدمه اي در تعريف حديث قدسي بيان شود تا جواب اين سؤال به طور كامل مشخص شود .
حديث قدسي : در ميان احاديث به رواياتي برمي خوريم كه از زبان خداوند متعال نقل شده است .
تفاوت حديث قدسي با احاديث ديگر در اين است كه احاديث قدسي بر گفتار خداوند اطلاق مي شود و ليكن احاديث ديگر ناظر به گفتار ، كردار و تقرير معصوم است .
اما تفاوت حديث قدسي با قرآن را عموماًَ در اين جهت دانسته اند كه لفظ و معناي قرآن از ناحيه خداوند است در حاليكه در حديث قدسي تنها معنا و مفاد به خداوند منسوب است و ساختار لفظي آن از سوي پيامبر ساخته و ارائه مي شود .