جبر و اختیار

اختيار انسان

وقتی من به اختیار و انتخاب خود به دنیا نیامده ام پس چرا حق انتخاب آزاد ندارم. من نمی خواهم در این بازی (بهشت و جهنم) شرکت داشته باشم. اختیار من در انجام گناه وقتی به جهنم ختم شود دیگر اختیار نیست. مثل اینست که من به فرزندم بگویم تو می توانی سیب بخوری یا پرتغال ولی عزیزم اگر سیب خوردی فلکت می کنم؟

در اين باره گفتني است؛ مثال پدر و فرزند بسيار گويا است. پدر خوب از يک سو به فرزندش اختيار و آزادي عمل مي دهد و از سوي ديگر او را هم چون بچه هاي خياباني رها نمي کند بلکه خوبي ها و بدي ها را به او مي گويد و در مرحله سوم اگر خوبي ها را انجام داد هم از نظر دروني نشاط در او ايجاد مي کند و هم از نظر بيروني تشويق و وعده پاداش به او مي دهد. اما اگر مسير اشتباه را در پيش گرفت هم از نظر دروني پشيماني، تنفر و بي ارزشي را در او ايجاد مي کند و هم از نظر بيروني به او هشدار مي دهد و وعده تنبيه و عذاب مي دهد.

انسان و اراده الهي

اين که مي گويند اراده انسان در طول اراده خداوند است يعني چه؟( اصلا اين ارتباط طولي و عرضي چيست؟)


وقتی بین دو موجود هیچگونه ارتباط علّت و معلولی (وجود دهندگی و وجود گیرندگی ) نباشد ، گفته می شود آن دو موجود در عرض هم قرار دارند. برای مثال درخت ، انسان ، خورشید ، ماه و آب در عرض همند ؛ چون هیچکدام اینها ، علّت و به وجود آورنده ی دیگری نستند.
امّا دو موجودی که یکی از آنها معلول و دیگری علّت آن است در طول هم قرار دارند. به این معنی که رتبه ی وجودی علّت قبل از رتبه ی وجودی معلول قرار دارد ؛ و تا علّت نباشد معلول نیز نخواهد بود. برای مثال میوه ی سیب در طول درخت سیب قرار دارد. البته این مثال چندان دقیق نیست و یک مثال عرفی است ، چون درخت سیب ،علّت حقیقی سیب نیست.

هدايت الهي و جبر و اختيار

آن آيه اي که خداوند مي فرمايد «هر کس رو که بخواهم هدايت مي کنم و هر کس را که گمراه» اين چه طوري با عدل خدا سازگار است؟ پس اختيار انسان چه مي شود؟

فهم اين آيه مبتني بر شناخت دقيق اقسام هدايت و ضلالت و شرايط هر يك و گونه هاي تعلق مشيت و اراده حكيمانه الهي است .
اقسام هدايت در قرآن : در قرآن مجيد از چهار نوع هدايت سخن رفته است :
1) هدايت تكويني عام : و آن همان نظام و مكانيسمي است كه خداوند موجودات را طبق آن آفريده به طوري كه تمام هستي هماهنگ و منسجم به سوي غايتي در حركت و تكاپويند. «ربنا الذي اعطي كل شيء خلقه ثم هدي». در برابر اين گونه هدايت هيچ گونه ضلالتي وجود ندارد.

انسان و اراده الهي

تأثير اراده و خواست انسان در اتفاقاتي كه برايش رخ مي دهد چقدر است؟ گاهي وقتا اتفاق يا حادثه اي كه براي من رخ ميده و به تبع آن واكنش من رو دنبال داره نمي دونم اعمالي كه انجام دادم خواست خدا بوده يا تقصير خودم بوده؟ (چه اشتباه و چه درست؟)

حوادث و اتفاقاتي كه در طول زندگي يك انسان برايش رخ مي دهند بر دو گونه اند.

1. اتفاقاتي كه ربطي به اختيار انسان ندارند؛ مثلا اينكه يك نفر از چه پدر و مادري متولد شود يا برادر و خواهر و عمو و خاله او چه كساني باشند يا در چه محيطي و با چه رنگ و قد و خصوصيات بدني و روحي به دنيا بيايد خارج از اختيار انسان بوده و ربطي به اختيار انسان ندارد.

2. اتفاقاتي كه به نوعي با اختيار انسان مرتبط هستند. اين قسم نيز خود بر دو گونه اند:

الف. يا ربط مستقيم به اختيار انسان دارند. ب. يا اتفاقاتي هستند كه به اختيار انسان مرتبطند ولي ربط آنها به نحو مستقيم و روشن نيست.

اختيار انسان

در قرآن خداوند مي فرمايند: «هر کس رو بخواهيم هدايت مي کنيم و هر کس را بخواهيم گمراه مي کنيم». حالا در اين مورد اختيار انسان کجا مي رود؟

فهم اين مطلب، مبتنى بر شناخت دقيق اقسام هدايت و ضلالت، شرايط هر يك و گونه‏هاى تعلق مشيت و اراده حكيمانه الهى است.
اقسام هدايت در قرآن‏
در قرآن مجيد از چهار نوع هدايت سخن رفته است:
1. هدايت تكوينى عام؛ آن همان نظام و مكانيسمى است كه خداوند موجودات را طبق آن آفريده است؛ به طورى كه تمام هستى هماهنگ و منسجم به سوى غايتى در حركت و تكاپويند: «رَبُّنَا الَّذِى أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» طه (20)، آيه 50.«پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه در خور او است داده، سپس آن را هدايت كرده است». در برابر اين گونه هدايت، هيچ گونه ضلالتى وجود ندارد.
2.