توحید

قدرت بر محال (آفريدن خداي دوم)

شما مي گوييد خدا نبايد نقصي داشته باشد و صفات نيکويش را در حد کمال دارد. اگر خدا قادر است، مي تواند خود را نابود کند يا خدايي ديگر خلق کند يا دايره اي بکشد که گرد نباشد؟ يا موجودي قادرتر از خود خلق کند؟ اگر مي گوييد خدا فقط اعمال عقلاني انجام مي دهد نخست چه عقلانيتي در تبديل مجسمه به پرنده است؟ (اگر آن معجزه بوده خب اينها هم مي توانند معجزه باشند) دوم اينکه پس باز هم کارهايي هست که خداي قادر نمي تواند انجام دهد؟

>ابتدا مناسب است مطالبی در مورد اقسام محالات و معجزه عرض شود.
محال دو گونه است: یا محال عقلی است یا محال عادی . و محال عقلی نیز خود بر دو گونه است یا ذاتی است یا غیر ذاتی. اصل و اساس محال ذاتی ، محال بودن اجتماع و ارتفاع دو نقیض است . یعنی اینکه دو نقیض ـ با هشت شرط آن ــ در یک موضوع جمع شوند یا هر دو باهم از یک موضوع برداشته شوند ، ذاتاً محال است. و نقیض هر چیزی رفع آن چیز است. برای مثال نقیض انسان ، لا انسان (غیر انسان) و نقیض وجود ، لاوجود است. بنا بر این ، اینکه اجتماع و ارتفاع دو نقیض ــ با شرایط هشتگانه آن ــ محال است ، بدیهی ترین قضایا و ریشه تمام علوم است.

آفريدن خداي دوم

آيا خدا مي تواند مثل خود را بسازد؟


با توجه به معنى «قدرت» پاسخ به اين پرسش روشن مى‏شود. قدرت عبارت است از مبدئيت فاعل مختار براى كارى كه ممكن است از او سربزند. هر قدر فاعل از نظر مرتبه وجودى، كاملتر باشد، داراى قدرت بيشترى خواهد بود و طبعاً موجودى كه داراى كمال بى‏نهايت باشد، قدرتش نامحدود خواهد بود. امّا بايد توجه داشت كه كارى كه متعلّق قدرت قرار مى‏گيرد، بايد امكان تحقق داشته باشد. پس چيزى كه ذاتاً محال يا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمى‏شود. قدرت داشتن خدا بر هر كارى، بدين معنا نيست كه فى المثل بتواند خداى ديگرى را بيافريند، زيرا خدا آفريدنى و مخلوق نيست.

دوگانگی خدا و فساد در عالم

اين بحث كه اگر دو خدا وجود داشت فساد به وجود مي آمد، براي من حل نشده است. خيلي حاكمان بوده اند كه باهم، در صلح و صفا مناطق همسايه را اداره مي كردند. البته من به وحدانيت خدا شك ندارم ولي اين سوال هميشه در ذهن ام سنگيني مي كند.

يکي از صفات ذاتي خداوند (لازمه ی ذاتی خدا بودن) قدرت و سيطره مطلق داشتن است ، حال اگر فرض کنيم دو حاکم در دو منطقه به عنوان خدا وجود داشته باشند و بر هستي حکمفرمايي کنند ، لازمه اين حرف آن خواهد بود که 1- قدرت آنها مطلق نباشد و 2- منطقه اي وجود داشته باشد که تحت سلطه او نباشد ؛ و تمام اينها با قادر مطلق بودن خدا در تناقض است. و چون هر غیر قادر مطلقی ، نمی تواند خدا باشد پس چنین موجودی نمی تواند خدا باشد.
در ادامه اين مطلب را بيشتر مورد بحث قرار خواهيم داد.

آفريدن خداي دیگر

آيا خدا مي تواند خداي ديگري بيافريند؟

اين سوال حاوي تناقض است زيرا چيزي كه مخلوق خدا باشد ديگر خدا نتواند بود, چرا كه شرط خدا بودن وجوب ذاتي و عدم مخلوقيت و معلوليت است.بنابراين چنين چيزي به لحاظ تناقض ذاتي محال است و امر محال متعلق قدرت واقع نمي شود.

يگانگي خدا

آيا امكان دارد خدايان ديگري در غير از اين جهان وجود داشته باشند كه در آن جهان حكومت كنند؟

خالق و آفريدگار اين عالم خداي يگانه است و امكان ندارد غير او خدايي وجود داشته باشد. او داراي وجودي محض و بينهايت است و لازمه اين دو ويژگي يگانگي اوست.