توحید

اثبات يگانگي خدا

... يک کارخانه عوامل مختلفي دست به دست هم مي دهند تا يک محصول ساخته شود ... مثلا فلان قطعه از جاي ديگر آمده بدون اينکه در کارخانه اصلي فعل وانفعالاتي روي آن رخ دهد در کنار قطعات ديگر قرار مي گيرد(پيوستگي )حال درست است بدون سفارش و اراده مدير اصلي انجام نمي پذيرد اما چيزي که واضح است اراده ديگري وجود دارد(هست) به غير از اراده ايجاد کننده(به وجود آورنده اصلي ) حال اگر جهان و عالم هستي را به اين گونه فرض نمود که نيروهاي مختلفي که هيچ ارتباطي به همديگر ندارند وجود دارد که با همديگر(تعامل نموده ) هستي را خلق کردند صحيح نمي تواند باشد ... در اينکه عالم صانعي دارد هيچ بحثي نيست اما در خصوص يکتايي اين مسأله باعث شده است که پريشان بشوم خواهشمند هستم دقيقا مرا قانع و راهنمايي(نوشته اي) کنيد. مسئله ديگر آيا پذيرش يکتايي خداوند که از اصول اعتقادات است از ناحيه فکري عمل ننموده و به پيامبران اکتفا نموده باشيم، آيا کفايت مي نمايد(منظور همان بحث يکتايي است درمورد وجود داشتن صانعي ترديدي وجود ندارد)

اثبات يگانگى خدا
«لو كان فيهما الهه الا الله لفسدتا» : اگر در آسمان و زمين غير از خداي يكتا خداياني وجود داشت همانا خلل و فساد در آسمان و زمين راه مي يافت . (انبيا / 22)

توحید افعالی و اعمال زشت

طبق توحید افعالی افعال ما در طول اراده خداست؟ آیا کارهای زشتی مثل همجنس بازی هم از اراده خداست؟

حیثیّت وجودی همه افعال از جانب خداست امّا حیثیّت عدمی آنها استناد به علّت اخیر دارد.مثلاً دروغ از آن جهت که صوت است هم فعل ماست هم فعل خدا، امّا عدم انطباق آن با واقعیّت ، که امر عدمی است مربوط به خدا نمی شود. همجنس بازی نیز از آن جهت که فعل است مستند به خداست امّا عدم هماهنگی آن با نظام تکوین ، از جانب انسان است. عناوین کارهای گناه نیز از همین جهت عدمی آنها انتزاع می شود.البته توجّه شود که حیث عدمی امور حتّی معلول علّت اخیر هم نیست ؛ بلکه حیث عدمی علّت اخیر ، علّت آن امر عدمی است ؛ یعنی صدور گناه از کسی حکایت از نبود کمالی در آن کس دارد.

توحيد افعالي

توحيد افعالى را چگونه مى توان اثبات كرد ؟

معناي توحيد افعالي
: 1 - او در كارهاي خودش نيازي به هيچ كس ندارد .
2 - هيچ موجودي در كار خود از او بي نياز نيست .

توحيد عبادي

توحيد در عبادت به چه معني است؟

توحيد عملي يا توحيد در عبادت، يعني تنها خدا را مطاع و قبلة روح و جهت حركت و ايده‏آل قرار دادن و طرد هر مطاع و جهت و قبله و ايده‏آل ديگر؛ يعني براي خدا خم شدن و راست شدن، براي خدا قيام كردن، براي خدا خدمت كردن، براي خدا زيستن، براي خدا مردن، آنچنانكه ابراهيم گفت:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَ حَنيفاً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ»انعام/79 «...اِنَّ صَلوتي وَ نُسُكي وَ مَحْيايَ وَ مَماتي لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ لا شَريكَ لَهُ وَ بِذلِكَ اُمِرْتُ وَ اَنَا اَوَّلُ الْمُسلِمينَ»انعام/162 و 163

توحيد ذاتي

از نظر شما «لم يلد ولم يولد» و نيز در سوره انعام آيه 101 «ولد و لم تکن له صاحبه» آيا اشاره به توحيد ذاتي دارد يا توحيد افعالي؟ لطفا دلايل خود را ذکر فرماييد.

توحيد يعني : «اعتقاد به وحدانيت و يگانگي خداوند در ذات , صفات و افعال خويش , و عمل كردن بر اساس اين اعتقاد» اين تعريف شامل توحيد نظري - كه در مقام اعتقاد است - و توحيد عملي - كه در مقام عمل است - مي شود. توحيد نظري نيز طبق اين تعريف به توحيد در ذات , توحيد در صفات و توحيد در افعال تقسيم مي شود.
توحيد در ذات : يعني اولا" ذات خداوند يكتا است و هيچ مثل و مانندي ندارد, ثانيا": ذات او بسيط است و هيچ گونه تركيبي در آن راه ندارد.