براهین اثبات خدا شناسی

اثبات خدا و تشکیک در برهان علیت

آيا دلايل عقلي محكمي براي اثبات خدا وجود دارد? چون من فكر مي كنم برهان عليت جوابگو نيست. چون مي گوييم هر چيزي علتي دارد پس علت جهان خداوند است ولي چطور مي گوييم كه خدا خود علتي ندارد.

اينكه گفته شده است هر چيز و هر كسى خالق و علت پديد آورنده‏اى دارد صحيح است ولى بايد ملاحظه و دقت كرد كه آيا اين قاعده بدون ملاك است يا با ملاك؟ و از سوى ديگر آيا خداوند متعال اين ملاك را دارد تا شامل اين قاعده گردد يا خير؟

ارائه برهان قوی تر از علیت

نمي دونم تا چه حد از سير دين گريزي و شبهاتي كه در مورد اصل دين، وحدانيت خدا، يا حتي وجود خدا در ميان نسل جديد با خبر هستيد ولي مي خوام كه با توجه به اينكه فيلسوفاني چون هيوم كه اصلاٌ برهان عليت رو رد مي كنند مي شه يك برهان قوي تري ارائه كنيد يا حتي دلايلي محكم بر تأييد عليت برام بفرستين.

1. درباره اثبات خدا، واقعيت اين است که بايد گفت چنين ترديدي شبهه در برابر بديهي است و به گفته پروين اعتصامي به خدا ثابت است.
«تو خودت را نزد خدا ثابت کن».
اما جهت رفع ترديدها و خنثي کردن تلاش شبهه افکنان، اثبات خدا را از چند راه مطرح مي کنيم؛
1. به طور منطقي و بديهي موجودات جهان که ما از آنها به طور علمي و حسي، آگاهي داريم؛ چهار گروهند:
1. جمادات و بيجانان
2. گياهان
3. حيوانات
4. انسان ها.

رؤيت خداواثبات خدا

چرا خداوند را نمي توانيم ببينيم و مشاهده عيني کنيم و اثبات خداوند از راه برهان عقلي را توضيح دهيد.

به دلايل زير ديدن به مفهوم قابليت درك حسى درباره ذات مقدس خداوند ممكن نيست:
الف. خداوند وجود صِرف و بى‏حد و مرز است و همه‏ى موجودات شعاع وجود اويند. از اين رو، دست اين پرتوهاى محدود، به دامان ادراك حسى آن وجود بى‏نهايت نمى‏رسد. قرآن شريف در اين باره مى‏فرمايد: «و لا يحيطون به علما؛ مخلوقات نمى‏توانند به او احاطه و آگاهى يابند». (طه / 110).

شناخت برهان صديقين

«برهان صدّيقين» در شناخت خدا به چه معنى است؟

صدّيق، مبالغه صادق است و آن، كسى است كه در اقوال، افعال، نيت‏ها و عهدهايش با خدا و خلق خدا، ملازم صدق است. تعليقه بر شرح حكمت، صص 488 - 497. اين برهان را اولين بار شيخ الرئيس ابو على سينا در نمط چهارم از كتاب اشارات، مطرح نمود و آن را «برهان صديقين» ناميد. از بيانات ابن سينا در ذيل اين برهان معلوم مى‏شود كه جرقه‏هاى نخستين چنين برهانى را آيات نورانى قرآن در ذهن و انديشه او روشن كرده است. ابن سينا؛ الاشارات و التنبيهات؛ ج 3، ص 66.

انکار خدا مستلزم وجود خدا

مي گويند كه در مورد چيزي كه وجود ندارد نمي توان صحبت كرد و از همين طريق نتيجه مي گيرند كه وقتي منكران خدا مي گويند خدا وجود ندارد در واقع خدايي موجود است كه آنها مي توانند در موردش صحبت كنند. آيا چنين منطقي صحيح است؟

اصل اين سخن به گونه ای قابل توجیه است ولي استفاده از آن به همين صورت به عنوان مقدمه اي براي اثبات وجود خدا نادرست است. اين درست است که در مورد عدم محض نمي توان سخن گفت به قول فلاسفه « المعدوم المطلق لايخبر عنه» برخي بر این قضیه اشکال کرده اند که خود همين قضيه که مي گوييد: « از معدوم مطلق خبر داده نمي شود» خود يک خبر است. در جواب گفته مي شود: اين جمله بيانگر اين است که از معدوم حقيقي نمي توان خبر داد ؛ ولي« معدوم مطلقی »که در اين قضيه، موضوع واقع شده است ، وجود ذهني دارد؛ و وجود ذهني، خود قسمي از وجود است. يعني ذهن ما وقتي عدم را تصور مي کند، عدم را چيزي تصور مي کند.