براهین اثبات خدا شناسی

نظم در عالم

با اين علم محدود چگونه مي توانيم جهان نامحدود را منظم بدانيم؟


هرگز ما نمى گوييم كه : با پيشرفت قابل توجه علم , همه اسرار اين جهان براى بشرمعلوم گشته و تـمـام معماهاى جهان آفرينش حل گرديده است بلكه , همچنان كه دانشمندان مى گويند : هـر اندازه بر حجم معلومات بشر افزوده مى شود , به همان نسبت تعداد مجهولات وى نيز افزايش مى يابد و ما مى خواهيم ثابت كنيم : اين جهان ( تا آنجا كه علم آن را كشف كرده و پرده از روى آن بـرداشـته ) داراى نظم حكيمانه و حيرت انگيزى است ; اما درباره آنچه از نظر علوم مستور مانده نمى خواهيم داورى كنيم .

اثبات خدا - فرق حقيقت و واقعيت

چگونه براي شخصي كه خداوند را دست نيافتني و موجودي آرماني مي داند و به زندگي ديدي كاملا عقلاني دارند حضور خداوند در لحظه لحظه هايش اثبات كنيم.با توجه به اينكه طرف شخصي است كه مي گويد مدتهاست خدا را كنار گذاشته ام و من با واقعيت ها زندگي مي كنم نه حقيقت .اصلا حقيقت و واقعيت چقدر از هم دورند؟

نخست بايد دانست با واقعيت زندگي کردن، دليل بر دوري از حقيقت نيست بلکه واقعي ترين واقعيات، «حقيقت» است زيرا حقيقت از ويژگي هاي «پايداري»، «ماندگاري» و «محبوبيت» برخوردار است.

اثبات خداوند بدون ذکر مثال و از غیر برهان نظم

خدا را چگونه مي توان اثبات کرد (از زدن مثال خودداري کنيد و برهان نظم را به کار نبريد)؟

براي اثبات وجود خدا و خداشناسي ادله اي فراوان وجود دارد که برخي از آنها براساس فطرت تبيين شده است و برخي از آنها ريشه عقلي و استدلالي دارد، آنچه در اين پاسخ بدان اشاره مي شود يک دليل فطري و برخي ادله عقلي است.

اثبات نا پذیری خدا

گفته شده که کساني که منکر وجود خدا بوده اند دليل نمي شود که خداوند اثبات ناپذير است توضيح اينکه ما نمي گوئيم که اثبات خداوند ممکن نيست ما اظهار داريم که اثبات خداوند به همين راحتي که بعضي ها توهم مي کنند، نيست اگر هم کسي اثبات خدا براي او آسان باشد يا به دليل بيماري فکري اوست و يا تقليدي کورکورانه اوست يا مي توان سرمنشأ همه آنها را احساسات هر فردي از افراد دانست در صورتي که اگر احساسات به کنار باشد و فقط عقل بدون واسطه احساس در کار باشد، اثبات خداوند به سادگي و در طي چند روز و چند هفته و چند سال ممکن نيست؛ حداقل براي من اين طور است. حالا بحث سر اين است که وقتي اثبات وجود خداوند و غيره مشکل شد و به طول انجاميد، تکليف انسان در طي اين سالها در مقابل تکليف چيست؟

در پاسخ به پرسش مذکور به چند نکته اشاره مي شود:
« به طور کلي راه هاي انسان به خداشناسي سه نوع است:
الف. راه دل يا راه فطرت
ب. راه حس و علم يا راه طبيعت
ج. راه عقل يا راه استدلال و فلسفه.»(اصول فلسفه و رئاليسم، ج5، ص68- استاد علامه طباطبائي و شهيد مطهري)

استاد مطهري مي فرمايند: « هر يک از راه هاي سه گانه- قلبي، علمي، عقلي- از يک نظر رجحان دارند. راه دل و فطرت از نظر شخصي کامل ترين راه هاست. يعني براي هر فرد، بهترين و لذت بخش ترين و مؤثرتر اين است که از راه دل به خداوند راه بيابد.

اثبات خدا با علم رياضي و فيزيک

اخيرا عده اي از دانشجوها درکلاس هاي عمومي با اعتراض مي گويند اگر خدا را از طريق رياضي و فيزيک اثبات کنيد ما قبول مي کنيم يا در مورد مهدويت مي گويند بايد از طريق علوم ديگر اثبات کنيد. آيا چنين چيزي ممکن است؟ راهنمايي ام کنيد.

در ابتدا بايد خاطر نشان کرد که هر علمي ، موضوع و روش خاص خودش را دارد ؛ به عنوان مثال نمي توان با قوانين رياضي و فيزيک به بررسي وااقعه اي تاريخي پرداخت و از درستي و نادرستي آن سخن گفت. همانطور که با روش تاريخي و جامعه شناسي و پزشکي نمي توان از درستي فيزيک نيوتن يا انيشتن و يا هندسه اقليدسي و نااقليدسي سخن گفت. البته به خاطر گستردگي و ويژگي خاص بحث خداشناسي ، بعدي ندارد که از طريق فيزيک که همان اثبات خدا از طريق مخلوقاتش است از وجودش سخن بگوييم. بحث مهدويت و امام زمان نيز از جهتي بحثي تاريخي است و از سويي هم در ارتباط با لزوم وجود منجي ، مبحثي عقلي و فلسفي است.