اسماء و صفات الهی

تفسير «لم يلد»

خداوند متعال منشاء و مبداء هرگونه توليد و خلقت است پس تفسير «لم يلد» چيست؟

علامه در تفسير سوره توحيد با بياني شيوا از همان صمد و بي نياز بودن خداوند متعال اثبات مي کند که خداوند فرزند ندارد و فرزند کسي نيست. مي فرمايد: اما اينکه متولد نشدن چيزي از خدا فرع صمديت اوست بيانش اين است که ولادت که خود نوعي تجزي و قسمت پذيري است به هر معنايي که تفسير شود بدون ترکيب تصور ندارد کسي که مي زايد و چيزي از او جدا مي شود بايد خودش داراي أجزائي باشد و چيزي که جزء دارد محتاج به جزء خويش است چون بديهي است موجود مرکب از چند چيز، وقتي موجود است که آن چند جزء را داشته باشد و خداي سبحان صمد است و هر محتاجي در حاجتش به او منتهي مي گردد.

تفسير يدالله

با توجه به منزه بودن ساحت الهي در داشتن دست و شمشير و كلماتي مشابه، معناي واژه هايي چون يدالله، سيف الله، كلام الله، حبيب الله و … چيست؟


اين کلمات در مقام ها ومعاني کنايي و غير حقيقي به کار مي رود مثلا در مورد
يدالله:
در المفردات في غريب القرآن 891 يد ..... ص : 889 دارد:قوله: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ [الفتح/ 10]، أي: نصرته و نعمته و قوّته،
ودرقاموس قرآن ج‏7 261 يد: ..... ص : 260 دارد:إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فتح:10.

معناي بخشنده و بخشاينده

تفاوت بين بخشنده و بخشاينده چيست؟

در فرهنگ معين در معني بخشنده آورده است: عطا کننده (که در امور مالي مانند انفاق، هديه و...) به کار مي رود و براي بخشاينده: عفو کننده و رحم کننده که در امور معنوي به کار مي رود.
آنچه که در ترجمه «الرحمن الرحيم» به بخشنده بخشاينده «بخشايشگر» آمده است، نکاتي را مفسران در اين باره بيان مي دارند.
«الرحمن» صيغه مبالغه و دال بر کثرت دارد اما «الرحيم» صفت مشبه دال بر دوام و ثبوت دارد، لذا تأکيد نبوده و هر کدام معنايي مستقل و خاص دارد (تفسير الميزان و تفسير المنار، ج 1، ص 47، عبده).

تنزه حق

چرا خدا را منزه و پاک از هر گونه عيب و نقص و ضعف می دانيم؟

اصل وجود خداوند متعال را منابع ديني ، ضروري و بديهي مي دانند اگر انسان کوچکترين توجهي به درون خويش (عقل و فطرت و وجدان) و بيرون خويش يعني مخلوقات و هستي، داشته باشد به خوبي مي يابد که جهان را خالقي باشد خدا نام، لذا در قرآن مي خوانيم «افي الله شک فاطر السموات والارض؛ آيا در خدايي که آفريننده آسمان ها و زمين است شک وجود دارد؟» (ابراهيم، آيه 10).
اين آيه به خوبي مي رساند که در اصل وجود خداوند شک و ترديدي نيست.
و همين طور در دعاي عرفه مي خوانيم «آيا آشکارتر از تو چيزي هست که آن روشن کننده هستي تو باشد؟ اي خدا!

صفت سميع و بصير

مفهوم «سميع» و «بصير» در مورد خداوند به چه معناست؟

تمام دانشمندان اسلام ، خداوند را به اوصاف «سميع» و «بصير» ستوده‏اند، و اين به خاطر آن است كه اين اوصاف كراراً در متن قرآن مجيد آمده است.
ولي در تفسير آن در ميان آنها گفتگو است
محققان بر اين عقيده‏اند كه سميع و بصير بودن خداوند، چيزي جز علم و آگاهي او نسبت به «اصوات» و «مبصرات» يعني «موجودات ديدني» نيست، البته اين دو واژه از آنجا كه در آغاز براي قوه شنوائي و بينائي ما وضع شده، هميشه تداعي «گوش» و «چشم» را با خود دارد، ولي واضح است اين الفاظ هنگامي كه در مورد خداوند به كار مي‏روند، از مفاهيم جسماني و آلات و ادوات، مجرد و برهنه مي‏شوند، چرا كه ذات پاك او مافوق جسم و جسمانيات است.