اسماء و صفات الهی

اثبات صفات مطلق ثبوتي

پس از براهين اثبات وجود خدا، چگونه مي توان هستي مطلق بودن و صفات ثبوتيه از قبيل علم مطلق و ديگر صفات جمال و جلال را از طريق عقل اثبات كرد؟ لطفا اين سوال را با استفاده از براهين عقلي و نه نقلي توضيح دهيد و چگونگي اثبات صفات مطلق ثبوتي را براي خدا بيان فرماييد.

براي شناخت اوصاف خداوند راه هاي گوناگون وجود دارد، از جمله براهين عقلي:

رؤيت خدا

اگر خداوند ديده مي شد، چه مي شد؟!


اگر خدا دیده می شد دیگر خدا نبود. فرض وجود « خدای قابل دیدن » مثل فرض وجود مثلث چهارضلعی یا مثل عدد چهار فرد است. برای اینکه معلوم شود چرا خدا قابل دیدن نیست و به طور کلّی چرا با حواسّ ادراک نمی شود باید ابتدا تصوّر درستی از خدا به دست آورد.
: الف. خداوند وجود صِرف و بى‏حد و مرز است و همه‏ى موجودات شعاع وجود اويند. از اين رو، دست اين پرتوهاى محدود، به دامان ادراك حسى آن وجود بى‏نهايت نمى‏رسد. قرآن شريف در اين باره مى‏فرمايد: «و لا يحيطون به علما؛ مخلوقات نمى‏توانند به او احاطه و آگاهى يابند». (طه / 110).

صفات سلبیه خدا

آيا خداوند داراى صفت ظلم و ديگر صفات رذيله مى‏باشد؟

ما قائل به حسن و قبح عقلى هستيم، يعنى بر اين عقيده‏ايم كه حسن و قبح افعال عقلى و ذاتى است. پاره‏اى از افعال ذاتاً نيكو و بايستنى بوده و برخى ذاتاً قبيح و نبايستنى هستند. عقل ما با قطع نظر از خطاب شارع، مى‏تواند درك كند كه افعالى بايستنى است و بايد بر انجام آنها قيام كرد و افعالى قبيح و نبايستنى است كه بايد آنها را ترك نمود. از آنجا كه حكم عقل ثابت است و معيار ثابتى دارد و در ادراك خود، نه ظرف و قيد را دخيل مى‏داند، نه شخص ادراك كننده را صفات بايستنى و نبايستنى كه براى افعال مطرح مى‏كند دائماً ثابت است و براى همه ثابت و يكسان خواهد بود.

سوره انفال آيه 64 و علم الهی

در سوره انفال آيه 64-65 در ابتدا خداوند مي فرمايد که اگر با ايمان باشيد و صبور، ده نفر شما بر صد نفر غالب است ... و بعد در آيه بعد مي فرمايد که صد نفر شما بر دويست نفر غالب است... اينجا چگونه مي توان توجيه کرد؟ مگر از اول معلوم نبود که اين ها اين توانايي را ندارند تا در ميدان جنگ معلوم شود. بعضي مي گويند که اين براي تشويق بوده. اصلا با عقل جور در نمي آيد که خداوند از حيله استفاده کند و بخواهد مؤمنانش را با فريب دادن به ميدان جنگ بفرستد.

آیه را مقداری اشتباه معنا نموده اید، دوباره بخوانید. اصل کلّی این است که 20 نفر مومن صابر بر 200 نفر کافر غلبه دارد. مومن صابر یعنی کسانی چون ابوذر غفاری و عمّار و مالک اشتر و حبیب بن مظاهر. این اصل کلّی است در مورد مومن صابر؛ ولی خداوند می دانست که همه ی اطرافیان پیامبر(ص) دارای درجات عالی ایمان و صبر نیستند. لذا فرمود: خدا دانست که در شما ضعف است ؛ یعنی ضعف ایمان و صبر دارید نه ضعف بدنی یا نظامی. لذا صد نفر شما غالب است بر دویست نفر. پس خدا اوّلاً یک اصل کلی را بیان نمود و آنگاه خبر داد که اکثر شما اصحاب پیامبر انطباق کامل بر این اصل ندارید.

شوري، آيه 11-ليس كمثله شي

«لیس کمثله شی». (شوری، آیه 11) از چه لحاظ اوصاف و افعال و خصوصیاتی خداوند مانند ندارد؟


از آنجا که خدا ، واجب الوجود ، یعنی وجود صرف و محض بوده هیچ شرط و قید و حدّی بر نمی دارد و عدم برای او قابل تصوّر نیست. در حالی که غیر خدا هرچه هست مقیّد ، محدود و ممکن الوجود بوده و عدم آنها قابل فرض است. لذا بین ذات باری تعالی و مخلوقات او هیچ تشابهی وجود ندارد. اسماء و صفات ذاتی خدا نیز عین ذات او بوده و جدایی آنها از همدیگر و از ذات خدا تنها از نظر مفهومی است ؛ لذا اسماء و صفات ذاتی او نیز واجب الوجود ، نا محدود و غیر مقیّدند. افعال خدا نیز منحصر به فرد بوده مشابه ندارد. چون هر فعلی که از هر کسی صادر شود در حقیقت فعل خداست.