اسماء و صفات الهی

بى‏ نيازى خدا

چطور مى‏توان بى‏نيازى مطلق خدا را اثبات كرد؟

خداوند بى‏نياز مطلق است؛ زيرا واجب الوجود است و واجب الوجود، نيازى به علت ندارد؛ بلكه او علت براى وجود ممكنات است و در واقع ممكنات به او نيازمندند. اگر خداوند، كمترين نيازى به موجود ديگرى داشته باشد، آن موجود ديگر، علت او خواهد بود و در اين صورت ديگر او واجب‏الوجود نخواهد بود كه با فرض اصلى ما ناسازگار است. به بيان ديگر با اثبات علم، قدرت، حيات و كمال (صفات ايجابى براى خداوند)، به اين حقيقت واقف مى‏شويم كه همه هستى در اين امور، نيازمند به او هستند و اگر قرار بود خداوند در اين ساحت‏ها، به آنها نيازمند باشد؛ ديگر قدرت مطلق، علم مطلق‏ و ...

کمال مطلق واجب الوجود

در برهان وجود سلسله ممكن الوجود به يك جا ختم مى‏شود و آن ذات واجب الوجود است؛ حال چرا واجب الوجود بايد كامل مطلق باشد؟

چه مانعى دارد آن ذات ناقص بوده و در عين حال علت ايجاد تمام موجودات هم باشد؛ ولى ايجاد كننده‏اى نداشته باشد؟ چگونه ممكن است مجردات «حركت» و «زمان» نداشته باشند؟
واجب الوجود
«كامل مطلق بودن» واجب الوجود، از خود مفهوم «واجب الوجود» استفاده مى‏شود. توضيح آنكه: واجب الوجود بايد كمال مطلق باشد؛ چرا كه اگر ناقص باشد، معنايش اين خواهد بود كه نسبت به يك كمال يا كمالاتى، حالت امكانى دارد. به بيان ديگر، ذات او، فاقد يك صفت كمالى است. آن گاه بايد گفت: ذات واجب الوجود، واجد يك سرى كمالات و فاقد بعضى از كمالات ديگر است.

شناخت اوصاف الهى‏

با توجّه به اينكه خداوند نامحدود است، آيا ما مى‏توانيم صفات نامحدود او را درك كنيم؟

درك صفات نامحدود الهى‏
پرسش اصلى آن است كه: آيا عقل بشرى قادر است بفهمد ذات خداوند، داراى چه صفاتى است؟ كدام يك لايق و شايسته ذات او است و چه صفاتى اين‏طور نيست؟ چرا عقل قادر به درك اوصاف الهى نيست و هر چه در اين زمينه بگويد، يا براى خويش ترسيم كند، احتمالات است؟
متكلمان به اين پرسش، پاسخ‏هاى گوناگونى داده‏اند كه در اين مجال اندك، نمى‏توان به نقد و بررسى آنها پرداخت. از آنجا كه سخن علامه طباطبايى در اين ميان، نظرى كامل و متقن است، به تحليل ديدگاه ايشان در پاسخ‏دهى به اين پرسش اساسى، اكتفا مى‏كنيم.

رويت خدا

آیا افراد کافر در روز قیامت خدا را می بینند یا خیر؟ چرا؟

به دلايل زير ديدن به مفهوم قابليت درك حسى درباره ذات مقدس خداوند ممكن نيست:
الف. خداوند وجود صِرف و بى‏حد و مرز است و همه‏ى موجودات شعاع وجود اويند. از اين رو، دست اين پرتوهاى محدود، به دامان ادراك حسى آن وجود بى‏نهايت نمى‏رسد. قرآن شريف در اين باره مى‏فرمايد: «و لا يحيطون به علما؛ مخلوقات نمى‏توانند به او احاطه و آگاهى يابند». (طه / 110).

توقيفي بودن اسماء الهي و علیت خداوند

آيا در آيات قرآن و نيز دعا و روايات معصومين با توجه به اينكه اسماء پروردگار توقيفي است، آيا مي توان خداوند را علت ايجادي ناميد؟ و موجودات را معلول؟ چرا؟ لطفا دلايل خود را ذکر فرماييد.

توقيفي بودن نام ها و اسماي خداوند بدين معناست که اطلاق اينها بر خداوند نيازمند به اذن شرعي است؛ يعني ما بايد خداوند را به آن نام هايي بخوانيم که او خود با آن ها خود را خوانده است و غير آن روا نيست.
بسياري از متکلمان قائل به توقيفي بودن اسماء و صفات الهي اند و مهمترين دليل آنها هم اين است که مبادا خداوند را به نامي بخوانيم که باعث بي ارزش کردن مقام کبريايي و عظمت او گردد. به عبارت ديگر از نظر فقهي مقتضاي احتياط در دين اين است که تسميه خداوند را محدود کنيم به اسمايي که خودش خود را به آنها خوانده است، چرا که عقل بشري ناقض است و توان درک صفات او را ندارد و چه بسا در نامگذاري به خطا برود.