خدا شناسی

چرایى آفرینش

چرا خدا جهان را آفرید، چه هدفى از این کار داشت؟ منظورم را بهتر بگویم: مگر خداى متعال از همه چیز بى نیاز نیست؛ پس چه نیازى به آفرینش جهان داشت؟ اگر بگویید خدا فیاض است، این سؤال پدید مى آید که پس خداوند باید جهان را بیافریند تا فیاض باشد. آیا این نوعى نیاز نیست؟

براى روشن شدن این مسئله، باید به مطالب زیر توجه کرد:
یکم. هدف انسان در کارهایش، رسیدن به کمال یا رفع نقص است؛ براى مثال غذا مى خورد تا رفع گرسنگى و نیاز بدن کند؛ لباس مى پوشد تا خود را از سرما و گرما حفظ کند؛ ازدواج مى کند براى ارضاى نیازى که در این باره احساس مى نماید. عبادت مى کند تا به کمال نهایى و قرب الهى برسد و خدمت به خلق خدا مى کند، تا کمالات عالى را کسب کند. اما خداوند، هیچ نقصى ندارد تا با افعالش، آن را برطرف سازد و کمالى را فاقد نیست، تا براى رسیدن به آن بکوشد.

نور بودن خدا

خدا نور است یعنی چه؟ چرا خدا به نور تشبیه شده است؟

1. یکی از اسماء خداوند متعال نور است، لکن منظور از نور، همین نور حسّی شناخته شده نیست؛ لذا در برخی روایات و ادعیه برای جلوگیری از این پندار آمده است:

تفاوت در خلقت

چرا خداوند همه انسان‌ها را همانند پیامبر اکرم یا امیرالمؤمنین نیافریده است؟ چرا همه انسان‌ها را در یک مرتبه نیافریده؟

نخست باید دانست؛ تنوع موجودات نشانه نظام‌مندی جهان می‌باشد و جلوه‌ای از زیبایی‌های آفرینش است. چنان‌که با گونه‌های متنوع گیاهان و حیوانات انواع نیازها تأمین می‌شود و با مسئولیت‌های مختلف اجتماعی تقسیم می‌شود، به گونه‌ای اگر همه گیاهان از یک نوع و یا همه حیوانات از یک‌گونه و یا همه انسان‌ها با بهره هوشی مساوی و علاقه یکسان آفریده می‌شوند، تأمین انواع نیازها و تقسیم مسئولیت‌ها اختلال می‌یافت و نظم و زیبایی معنا پیدا نمی‌کرد. از این رو حکما معتقدند که نظام موجود، نظام احسن است.

روح خدا و جهنم!

آیا خدا از روحش در ما دمیده است یا این کنایه است؟ اگر روح خدا در انسان دمیده شده باشد و به جهنم وارد شود آیا درسته که روح خدا عذاب می‌بیند؟!

نخست باید دانست؛ محال است دارنده‌ی روح خدا، اهل جهنّم باشد. بلکه انسان اهل جهنّم فقط ظاهر انسانی داشته است؛ امّا از نظر روحی، <کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ>؛ «همانند چهارپایان و بلکه پست‌تر بوده‌اند».

مادى نبودن خدا

چطور مى توان عدم ماديت خدا را اثبات كرد؟

موجود مادى چيزى است كه به نحوى قابل لمس و احساس باشد و جايى را پر كند؛ مانند خورشيد، درخت، هوا، نور و... . خدا مادى نيست؛ چون ماده محدود است و هر چه بزرگ باشد، باز هم پايان پذير است. وسعت عظيم ترين كهكشان ها، سرانجام انتهايى دارد و بزرگ تر از آن را هم مى توان تصور كرد. اما خداوند محدود نيست؛ بلكه كمال مطلق و بى نهايت است؛ و گرنه در او نقص و  احتياج راه پيدا مى كند.