جهان شناسی

شناخت جهان و ايات و روايات

برای شناخت و درک قسمت های مختلف جهان چرا بیشتر گفتار خدا را برر سی کنیم تا اعمالش را؟ آیا کردار کمتر از گفتار مقدس و محترم است؟


آنچه به نظر مي رسد اين است كه منظور از اعمال خداوند، جهان و اشياء موجود در آن است و منظور از گفتار او ، كتاب آسماني و فرمايش هاي امامان اوست. اما بايد توجه داشت كه آنها با يكديگر پيوندي عميق دارند و توجه به همين ارتباط ميان آن دوست كه ما را سريع تر و آسوده تر به درك هستي او مي رساند.
چيزي كه در جهان غرب روي مي دهد پديد آمدن علمي جدا گشته از دين و گفتار الهي است كه بدان علم سكولار مي گويند. آنان تنها براي درك و شناخت جهان ، گفتار خداوند را به سويي نهادند و مستقيم به سراغ پديده ها و اشياء آن شتافتند و خود را از نوري كه از آسمان به سويشان آمده بود محروم ساختند.

شعور جامدات

ما معتقديم که جامدات فاقد روح و شعور مي باشند ولي از طرفي هم قائليم همه موجودات تسبيح خدا را مي گويند آيا اين تناقض نيست؟


1. خداوند متعال می فرماید:« تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً : آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبيح و حمد او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد؛ او بردبار و آمرزنده است. »( اسراء: 44).
اینکه همه موجودات ــ اعم از جاندار و غير جاندار ــ خداوند را تسبيح مي کنند.

پيچيدگي جهان هستي

چرا خداوند جهان را اين همه بزرگ و با مجهولات فراوان آفريده كه انسان با تمام تلاش خود در دنيا نسبت به دنيا جاهل مي ماند!

خداوند موجودي است كه تمام كمالات را دارا مي باشد و براساس هويت بي نهايت الهي, بايد مخلوقات الهي نيز اموري بي نهايت بوده باشند. چرا كه هر خالق و آفريننده و ايجاد كننده اي در وهله نخست از روي نشانه و مخلوقش شناخته مي شود ، از اين رو نبايد ازخلفت الهي انتظار داشت كه حد يقفي داشته باشد.

آفرينش حضرت آدم(ع) و زمین

آيا قبل از آفرينش حضرت آدم(ع) خداوند زمين را آفريده بود؟ اگر آري، مگر قرار نبود که حضرت آدم در بهشت زندگي کند پس چرا خداوند زمين را آفريده بود؟ اگر نه، پس خداوند خاک آدم را از کجا آورد و با آن آدم را ساخت؟

زمين قبل از خلقت انسان آفريده شده و برا ي زيست او مهيا شده است.ماجراي بهشت آدم و حوا، در سه مورد از آيات قرآن ذکر شده است: بقره، 35 به بعد، اعراف، 19 به بعد، طه، 115 به بعد.
از مجموع آيات مزبور، به ويژه آيه 30 سوره مبارک بقره که مي فرمايد: «اني جاعل في الارض خليفه؛ من در زمين جانشيني قرار مي دهم». فهميده مي شود که آدم و حوا از نخست براي زندگي و مرگ در زمين آفريده شده بودند و ساکن شدن ابتدايي آنها در بهشت به وسيله خداوند براي آزمايش وكسب آمادگي حضور در زندگي در دنيا و زمين بوده است، نه اين كه دائما در آن باشند.

موجودات ازلي

اگر بپذيريم که خدا خالق مطلق است و صفات حق تعالي مثل ذات مقدسشان ازلي و ابدي است پس بايد اين را هم بپذيريم که مخلوقاتي از ازل بوده اند؟

اگر مقصود از اين كه «جهان از اول بوده و تا آخر هم هست» اين است كه جهان ابتداى زمانى ندارد، به تعبير فلسفى حادث زمانى نيست؛ يعنى، اين گونه نيست كه «زمانى باشد كه در آن زمان جهان مادى نبوده و بعد پيدا شده است» اما حدوث ذاتي دارد . يعني ذاتا واجب الوجود نيست و وجود خود را وابسته به حقتعالي است. اين معنا مورد قبول فلاسفه اسلامى است؛ يعنى، فيلسوفان مسلمان معتقدند جهان مادى ابتداى زمانى ندارد ، هر چند متكلمان مخالف اين نظر مى‏باشند.توضيح اينکه:
خداوند قديم ذاتى است، به اين معنا كه «هستى عين ذات اوست و در وجود خود به هيچ چيز نياز ندارد».