هدف از آفرينش جهان

نقش كوه‏ها در افرینش

در قرآن آمده كه مي فرمايد: «كوه ها براي زمين به مانند ميخ است.» در جايي ديگر از قرآن هم آمده كه: «در قيامت كوه ها مثل پنبه مي شوند و فرو مي ريزند». در اين جا تكليف زمين چه مي شود؟

خداوند متعال می فرماید:
« آيا زمين را محل آرامش(شما) قرار نداديم؟ و كوه‏ها را ميخهاى زمين؟ » ( نباء /7و8)
این آیات ناظر به زمان کنونی عالم است که زمین گهواره زندگی است و کوهها مثل میخ هایی هستند که یکپارچگی قطعات خاک را حفظ می کنند و مانع از گست و تحلیل خاک های زمین در اثر سیل و زلزله و باد و... می شوند . همچنین تعادل زمین را در حرکت وضعی آن حفظ می کنند و مانع از این می شوند که خشکی های زمین در اثر حرکت وضعی زمین از هم جدا شوند.همچنین وجود کوهها باعث می شود که جذر و مدّ ماه وخورشید نتواند خاک زمین را متلاشی کند ؛ چون همانطور که جذر و مدّ بر آبها تأثیر می گذارد بر خشکی نیز اثر می گذارد .

فلسفه آفرينش دايناسور

هدف پروردگار از خلقت دايناسورها كه زماني بسيار قبل تر از انسان به وجود آمده اند چيست؟ با توجه به اين كه كار لغو و بيهوده از ذات اقدس الهي بيرون است.


وقتي گفته مي شود خلقت الهي هدفدار است. منظور اين نيست كه خداوند متعال خودش از خلق نمودن موجودات هدفي دارد. چون هدف به اين معني براي موجودي معني دارد كه ناقص است و مي خواهد با انجام كار، نقصي را از خود برطرف كند. مثلا انسان مي خورد تا گرسنگي خود را برطرف كند، دنبال علم مي رود تا جهل خود را برطرف سازد و به فقير كمك مي كند تا حس ترحم و دلسوزي خود را ارضاء كند يا رضايت خدا را براي خود كسب كند. اما خدا كمال محض است و منزه از هر نقص و نيازي است لذا كار او نفعي به خود او ندارد.

هدف آفرينش جهان

علت آفرينش جهان چيست؟ چه فوايدي براي خالق و مخلوق دارد؟


علّت آفرينش عالم چيست؟
واژه ي «علّت» در اين پرسش يا به معني علّت فاعلي (علّت وجود دهنده) است يا به معني علّت غايي ؛ كه البته با توجّه به ادامه ي سوال حضرت عالي احتمال معني دوم بيشتر است ؛ لكن براي اينكه پاسخ بر اساس احتمال دوم راحت تر و كاملتر باشد بهتر آن است كه اين پرسش ، بر اساس احتمال اوّل نيز به اجمال و اشاره پاسخ داده شود.
اگر مقصود از علّت آفرينش عالم ، علّت فاعلي (علّت هستي بخش) عالم باشد ، روشن است كه عالم ، علّتي جز خداوند متعال ندارد ؛ چرا كه تنها اوست كه عين وجود و وجود محض مي باشد ، لذا خود ، بي نياز از وجود دهنده است و غير او براي موجود شدن نيازمند او هستند.

هدف آفرينش انسان

ما انسانها از كجا آمده ايم، براي چه آمده ايم، به كجا مي رويم، براي چه مي رويم؟

1ـ « ابو الفتح يحيى بن محمد بن حياء كاتب ، ذكر كرد از شخصى که گفت: بين مكّه و مدينه چشمم به شبحى افتاد که در بيابان می درخشد. گاهى ديده مى‏شد و گاه ناپدید می شد. نزديك من شد درست دقت كرده ديدم پسر بچه‏اى هفت يا هشت ساله است به من سلام كرد ؛ جواب دادم. پرسيدم از كجا مى‏آیى؟ گفت: از خدا. گفتم كجا می روى؟ فرمود: به سوی خدا. پرسيدم بر چیستی؟.گفت: بر خدا. سؤال كردم: توشه ات چيست؟ گفت: تقوا.سؤال كردم از كدام قبيله ای؟ گفت: مردى عربم. گفتم: آشكارتر بگو! گفت: قريشى هستم. باز آشكارتر خواستم ، گفت: از بنى هاشم می باشم.

هدف آفرينش

هدف از آفرينش موجودات چيست؟ چرا خداوند موجودات را آفريد؟ آيا براي رفع تنهايي، عالم خلقت به وجود آمد؟ اگر نمي آفريد، چه مي شد؟ چرا در نهايت هر چه را در زمين آفريده نابود مي كند؟

براى روشن شدن اين مسئله، بايد به مطالب زير توجه كرد:
يكم. هدف انسان در كارهايش، رسيدن به كمال يا رفع نقص است؛ براى مثال غذا مى‏خورد تا رفع گرسنگى و نياز بدن كند؛ لباس مى‏پوشد تا خود را از سرما و گرما حفظ كند؛ ازدواج مى‏كند براى ارضاى نيازى كه در اين باره احساس مى‏نمايد. عبادت مى‏كند تا به كمال نهايى و قرب الهى برسد و خدمت به خلق خدا مى‏كند، تا كمالات عالى را كسب كند. اما خداوند، هيچ نقصى ندارد تا با افعالش، آن را برطرف سازد و كمالى را فاقد نيست، تا براى رسيدن به آن بكوشد.
دوم.