جزای اعمال

اهدای عضو وگناه به واسطه اعضا

سوال امروز من در مورد اهداي عضو پس از مرگ است. اگر به عنوان مثال من پس از مرگم اعضايم را به تعداد افرادي اهدا کنند که آن افراد خلافکار باشند يا اينکه پس از پيوند زدن اعضاي من به آن افراد آنها دچار خلافي شوند آيا براي من در آن دنيا گناه و عذابي حاصل مي شود که من مقصرم که با اهداي عضو باعث زنده ماندن چنين افرادي شده ام؟


کسی که مرده اساساً کاری نمی تواند بکند تا به حسابش نوشته شود. عضو مرده را دیگران به کسی می دهند نه خود او. بلی اگر کسی قبل از مرگ وصیّت کند که عضوش را به فلانی بدهند و نیّتش این باشد که زنده بماند تا گناه کند ، در گناه او شریک است. امّا اگر چنین نیّتی نداشته باشد و هدفش صرفاً کمک به یک نیازمند باشد، گناهی نکرده است. چون اوّلاً عضو مادّی گناه نمی کند بلکه روح است که گناه می کند. ثانیاً وقتی عضو شما پیوند خورد ، دیگرعضو شما نیست بلکه عضو اوست. ثالثاً عضو را نمی توان پیوند زد. آنچه پیوند زده می شود ، مادّه ی عضو می باشد که توسّط روح پیوند گیرنده زنده گشته عضو می شود.

سختي‌ها و كفاره كناهان

آيا هر رنجي که هر انساني در دنيا ببيند باعث کفاره گناهان او مي شود؟ مثلا رنج انسانهاي کافر و يا مثلا رنج انسانهاي مؤمن که از حسادت رنج مي کشند.

اينطور نيست که هر سختي کفاره گناه باشد ، بلکه چه بسا انسان براي برخي از سختيها و دشواري هاي بيجايي که براي خود درست مي کند معاقب و مسئول باشد.بنابر اين خوب است نگاهي جامعتر به رنج و گونه هاي آن بپردازيم:
يک . برخی از سختی ها و بلایا بازتاب و پیامد نادرست عملکرد خود انسان است .کسیکه شراب نوشیده ودراثر آن کور گردیده در واقع خودش باسوء اراده این بلا را بر سر خویش آورده است.
دوم گاه سختيها جنبه تنبه و بيداري دارند
. سختى و گرفتارى هم تربيت كننده فرد و هم بيدار كننده ملت‏ها است. سختى، بيدار سازنده و هوشيار كننده انسان‏هاى خفته و تحريك كننده عزم‏ها و اراده‏ها است.

آثار گناه

آیاانجام گناه باعث تغيير تقدير الهي مي شود؟

همان طوري که انجام اعمال نيک و صالح در سر نوشت نيک انسان و سعادت او نقش مستقيم و اساسي دارد بي شک انجام گناه و معصيت در سرنوشت بد و شقاوت او تاثير عميق دارد.
اصولا آينده و سر نوشت انسان در گرو نوع عقيده و انديشه و نوع عمل و اخلاق او است و انسان با اعتقاد و عمل و اخلاق و رفتار خود نتايجي را براي خود رقم می زند و شخصيت حقيقي و اخروي و ابدي خود را می سازد و به تعبير ديگر انسان با عقيده و عمل و اخلاقش معمار و مهندس آينده و شخصيت خود است و در واقع مهمان سفره عمل و اخلاق خود است و اين خودتقدير الهي است .

رابطه گناه و مصيبت

سوالي از محضرتون داشتم: آيات قرآن دليل بلايا و مصائب اقوام مختلف مثل عاد، ثمود و ... را گناه و معاصي مردم همان قوم مي داند به عبارت ديگر گناهان مردم باعث نزول بلا و شرور مي شود و من چندي پيش سخنان مرحوم آيت الله احمد مجتهدي تهراني را گوش مي کردم و ايشان مي فرمودند که گراني و تورم پيش آمده در کشور به خاطر معاصي است و حتي ايشان مي گفتند که حديثي هم در مورد ارتباط گراني و معصيت وجود دارد. حال سؤال اينجاست که ما (ايران) و کشورهاي مسلماني از قبيل افغانستان و پاکستان و ... که داراي دين و مذهب حقه هستيم بايد شاهد نزول بلاياي مختلف باشيم ولي ممالک غربي که از آنها به عنوان ممالک کفر ياد مي کنند در صلح و آرامش زندگي مي کنند. جمع بين اين دو مطلب چگونه است؟


در ابتدا با خاطر نشان كرد كه بلا و مصيبت گاه كيفر گناه است و گاه جهت ترفيع درجه ، پس هميشه وجود بلا نشانه گناهكارى نيست مثلاً بلاهاى وارد بر حضرت ايوب. گاهي هم بلايى كه كيفر گناه است براى مؤمن نعمت است چرا كه از يك سو او را متنبه مى‏كند و از سوى ديگر پاك مى‏شود. عدم بلا براى كافر و بهره‏مندى او از نعمت ، گاه پاداش اعمال نيك اوست كه خدا در اين دنيا به او اعطا مى‏كند تا در آخرت بى‏بهره باشد و گاه از باب استدراج است در واقع اضلال مجازاتى است يعنى اعطاى نعمت بيشتر موجب طغيان بيشتر و خسران او مى‏شود.

مسلمان گناه‏كار و ورود به بهشت

آيا مسلمانى كه به جز گناه كارى انجام نداده، وارد بهشت مى‏شود؟

اگر اين مسلمان به حد كفر و شرك نرسيده باشد، بنا بر روايات با تحمل عذاب‏ها، رنج‏ها، گرفتارى‏ها، مرارت‏ها، اضطراب‏ها و محنت‏ها، پس از پاك شدن از آلودگى‏ها، رنگ‏ها، گناه‏ها، وابستگى‏ها و تعلقات، به بهشت وارد مى‏گردد.