انسان شناسی

سير نزولي انسان

اگر تکامل هميشه صورت مي گيرد يعني خروج از قوه به فعل، چرا هرگاه که انسان به فضيلتي دست مي يابد و مدتها به آن عمل مي کند ولي آن را از دست مي دهد. آيا نفس مي تواند سير نزولي کرده و کمال خود را از دست بدهد؟ اگر چنين است يعني خروج از فعل به قوه مي شود!

در ابتدا بايد معناي قوه و فعل بودن را مشخص کرد که منظور از قوه چيست و چه معنايي دارد؟ و منظور از فعل و فعليت چيست؟ قوه در واقع همان حالت نداري و توان داشتن چيزي است که در يک شي وجود دارد: مثلا، دانه درخت سيب را از آن جهت که مي تواند درخت سيب شود، مي گويند قوه و استعداد درخت شدن را دارد و نطفه انسان چون توان انسان شدن را دارد مي گويند قوه و استعداد انسان شدن را دارد.

اعطاي كمالات به انسان

اگر هدف از خلقت انسان رسيدن به كمال نهايى است، چرا خداوند همه كمالات را يك جا و بدون دردسر به او نداد؟

واقعيت اين است كه قبل از آفرينش انسان، از يك سو موجودات جاندار و بى‏جان (مانند سنگ، گياه و حيوان) وجود داشته‏اند كه هر كدام با ويژگى‏هاى خاصى در اين جهان، به صورت ايستا يا متحرك، آفريده شده بودند. از سوى ديگر موجودات غيرمادى مانند فرشتگان، وجود داشتند كه هر كدام با مسئوليت و وظيفه خاصى، نقشى در جريان حيات اين دنيا ايفا مى‏كردند. علاوه بر آن دو گروه، خداوند متعال انسان را با اختيارات گسترده‏تر، آفريد، به طورى كه با بهره‏بردارى از امكانات جهان هستى، توانايى حضور در عرصه‏هاى مختلف را داشته باشد و امكان سقوط به پايين‏ترين دركات تا صعود به بالاترين درجات مراتب كمال براى او وجود داشته باشد.

انسان واشرف مخلوقات

ايـن كه مى گوييم انسان اشرف مخلوقات است , آيا مقصود اين است كه انسان كاملترين موجودى است كه خدا خلق كرده است - بطورى كه حتى از فرشتگان هم بالاتر است ؟

انـسـان و فـرشـتـگـان مـانند ساير موجودات همه مخلوق خدا هستند با اين فرق كه انسان داراي استعدادهاي فوق العاده اي است كه در فرشته نيست . بـعلاوه , خلقت فرشتگان طوري است كه از هوا پرستي بركنارند , برخلاف حيوانات كه داراي عقل نيستند و فقطداراي شهوتند , ولي اين دو نيرو در نهاد انسان سرشته شده است .

سعادت و شقاوت انسان

طريقه جمع بين دو روايت «الشقي شقي في بطن امه و السعيد سعيد في بطن امه و كل مولود يولد علي الفطره» است ؟

روايت «كل مولود يولد علي الفطره» از پيامبر اسلام ص نقل شده است كه مرحوم كليني در جلد اول اصول كافي آن را ذكر نموده است امام باقر (ع) در توضيح روايت مي فرمايد يعني «المعرفه با الله عزوجل خالقه» مقصود پيامبر(ص) آن است كه هر نوزادي با اين معرفت و آگاهي كه خداوند خالق و آفريننده اوست متولد مي شود .
علي (ع) مي فرمايد : يكتا داشتن پروردگار مقتضاي قطرت انساني است امام صادق (ع) نيز در جواب زراره كه از مفاد آيه سي ام از سوره نور سوال كرده بود فرمودند خداوند همه را بر فطرت توحيد خلق نمود .

جاودانگي انسان

در قرآن آمده است كه اگر انسان در اين دنيا زحمت زيادى كشد و سختى‏ها و رنج‏ها را تحمل كند و وظايف دينى‏اش را به خوبى انجام دهد؛ خدا او را به بهشت مى‏برد و از نعمت‏هاى بهشتى بهره‏مند مى‏گردد و در آن جا جاودانه خواهد بود. مى‏خواستم بدانم «جاودانى بودن» كه در قرآن بسيار آمده، چگونه است؟ آيا اصلاً مى‏شود كه انسان جاويدان باشد و نميرد و پير و فرسوده نشود؟ لطفاً در اين مورد توضيح دهيد؛ چون بعد از گذشت مثلاً 100 يا 200 سال بالاخره پير و فرسوده مى‏شود هر چند هم شرايط خوب و مناسب باشد؛ و آيا درست است كه مى‏گويند يك روز آنجا مصادف با 100 سال این جاست؟ يا اين كه صد سال اينجا مصادف است با يك روز آن جا؟ لطفاً در اين مورد هم توضيح دهيد.

نظام حاكم بر قيامت، مانند نظام حاكم بر دنيا نيست تا مسأله فرسودگى، پيرى و اصلاً نو و كهنه شدن و زمان در آن مطرح باشد. در آن جا قوانين و سنن ديگرى برقرار است؛ و از اين رو با توجه به آن سنن، مسأله خلود وجاودانگى در تنعّم يا عذاب، هيچ مشكل عقلى ندارد؛ چنان كه بسيارى از آيات قرآنى به آن اشاره دارد. نگا: بقره / 82، آل عمران / 107، نساء / 122، مائده / 119، ابراهيم / 23، كهف / 108، انبياء / 102 و ....