غریزه و فطرت انسان

زيباگرايي

چرا هر انساني خواستار خوبي ها و زيبايي هاست؟

تمايل و كشش روحى انسان به طرف زيبايى‏ها امرى‏فطرى است.
هر حقيقتى زيباست و هر زيبايى لذت بخش و دلبراست. به ديگر سخن لذت به زيبايى تعلق مى‏گيرد و زيبايى هم از حقيقت تراوش مى‏كند. اگر چنانچه انسان‏ها، مجاز - اين روپوش دروغين حقيقت - را زيبا مى‏پندارند از آن روست كه مجاز خود را با لباس حقيقت نشان داده است.
دروغ آنگاه فروغ دارد كه راست نما باشد و گرنه همه‏ى فطرت آن را نازيبا مى‏دانند. بنابراين زيبايى از آن حقيقت است و بس و لذّت هم جز به زيبايى نمى‏نگرد. شريعت و طريقت هم از آن رو در فطرت‏ها زيبا مى‏نمايد كه پيامش وصول به حقيقت است و بس. اين اشارتى گذرا بر رابطه‏ى زيبايى، حقيقت و لذّت بود.

فطرت الهی

چرا خداوند روح يکتا پرستي را در همه افراد ايجاد نمي کند تا دست به گناه نزنند؟

اولا :خداوند طبق آيات فطرت که در ذيل خواهد آمد روح خداشناسی ويکتا پرستی را در همه افراد قرار داده ، اما به دلايلی که اشاره خواهد شد، خدا را فراموش می کنند وياحتی برخي به کلی منکر خداوند می شوند.
از دقت در آياتى كه خداشناسى فطرى را مطرح مى‏كنند، به راحتى مى‏توان فهميد كه چرا برخى در همه حال به فكر خدا نيستند و يا بعضى به كلى منكر او هستند؟! به اجمال مى‏توان موارد ذيل را براساس آيات قرآن، موانع بى‏توجهى به معرفت فطرى قلمداد كرد:
1.

غريزه جنسي وهدف افرینش

با توجه به آسيب پذيري انسان در مقابل غريزه جنسي، هدف از آفرينش آآن چه بوده است؟

نخست بايد دانست زندگى در هر مجموعه نظام‏مندى تابعى از هدفمندى‏ها و ابزارهاى لازم براى رسيدن به آن اهداف است. ازاين‏رو شرايط و امكانات و چگونگى زندگى در دوران جنين با زندگى در دنيا متفاوت است. چنان كه زندگى دنيا با چگونگى زندگى در نظام آخرت متفاوت است. پس از بيان اين واقعيت به خوبى قابل درك است كه زندگى در دنيا و برآوردن نيازهاى مختلف جسمى و روحى انسان و چگونگى روابط با دوستان و مقابله با دشمنان و... نيازمند نيروها و ابزارهاى ويژه‏اى مى‏باشد.

فطرت انسان وگرايش به گناه

اگر انسان فطرتا خداجو است چرا تعداد افرادي كه به بدي تمايل دارند بيشتر است؟

انسان فطرتا" خداجو و حق جوست و اكثريت مردم نيز به اين ندا پاسخ ميدهند. علما اسلام به تبع قرآن و روايات تصريح دارند كه مردم در نهاد خود به دنبال حقند اما در مواردي خطا در تطبيق دارند. اگر روزي هجوم تبليغات مسموم عليه ارزش ها برداشته شود و چهره حق همان گونه كه هست جلوه گر شود روشن مي شود كه اكثريت به آن روي مي آورند. بنابراين اكثريت به بدي تمايل ندارند بلكه يا در مقام علم و شناخت فريب مي خورند و بدي را جاي خوبي مي پندارند يا در مقام عمل فريب نفس و شيطان را مي خورند به سمت بدي روي مي آورند.

فلسفه غريزه جنسي

خداوند که مي داند بيشتر مردم در برابر شهوت و غضب و غريزه جنسي آسيب پذيرند، چرا اين غرايز را در وجود انسان قرار داده تا گناه کند؟

در اين باره به چند نكته اشاره مى‏شود:
1. خداوند انسان را با دو دسته كنش و واكنش نيرومند (معنوى و مادى) آفريده است و اين خود انسان است كه مى‏تواند با تكيه بر اراده نيرومندى كه خداوند به او داده است، هر يك از آنها را بر ديگرى غلبه دهد و به پيروى يا سرپيچى از هر كدام اقدام كند. بنابراين آسيب‏پذيرى انسان تابع خواست و اراده او است. آنچه به طور مستقيم به خدا انتساب دارد قرار دادن چنين غريزه نيرومندى در انسان است اما آسيب‏پذيرى مربوط به خود انسان است.
معناى قدرت و توانمندى نيز همين است كه انسان در دو جهت مخالف امكان فعاليت داشته باشد؛ در غير اين صورت قدرت و توانمندى معنا نداشت.