غریزه و فطرت انسان

فطرت انسان

در مورد فطرت انسان توضيح دهيد.

روش شناخت فطرت‏:
در يک گام مراد از شناخت نفس دركِ حضورى، معرفت به فطرت و سرشت انسان است؛ يعنى، بداند و بفهمد: فطرت چيست؟ بينش و گرايش‏هاى فطرى كدام است؟ فطرت در منظر قرآن چگونه تحليل مى‏شود؟ آيا ميان همه انسان‏ها مشتركاتى يافت مى‏شود؟ چه ضابطه و ملاكى براى تشخيص آنها وجود دارد؟ آيا بهره‏ورى آغازين انسان‏ها از اين مشتركات يكسان است؟ فطرى بودن خداشناسى به چه معنا است؟ آيا خدا در نهاد انسان هست؟ اگر هست، پس چگونه پاره‏اى از انسان‏ها خدا را انكار كرده، از او اعراض مى‏كنند و ...؟براى آگاهى بيشتر در اين زمينه، نگا: شيروانى، على، سرشت انسان.

نداي فطرت از طرف امام زمان (عج)

آيا نداي فطرت كه در ذهن انسان پديدار مي شود از طرف امام زمان (عج) است؟ اين برداشت را به اين دليل كرده ام چون مسئوليت امامان در زماني است كه انسان دچار خمول فطرت شده باشد؟

نخست بايد دانست؛ امامان(ع) داراي دو مقام ويژه هستند:
1. هدايت تشريعي
2. ولايت تكويني
از جنبه ولايت تشريعي با بيان احكام و تبيين معارف الهي انسان ها را هدايت مي كنند و از جهت ولايت تكويني مي توانند دل ها را تسخير كنند اما در هر بند لازم است كه افراد داراي قابليت باشند و از طريق محبت و ولايت ارتباط خود را با امامان (ع) در هر عصر تقويت كنند تا هر چه بيشتر از لطف آنان در جهت روشنايي راه و دل خود بهره گيرند. جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:

فلسفه غريزه جنسي

سؤال بنده در مورد شهوت و هوس هست ... مي خواستم بدانم فلسفه هوس و شهوت چيست؟ و خداوند به چه علت اين حس، نيرو و قدرت را در فطرت انسان ها قرار داد؟ اگر پاسخ توليد نسل باشد كه خب مي شود بدون شهوت نيز توليد نسل انجام گيرد ... لذا شهوت لذت كاذبي و زودگذرايي ست كه علاوه بر پوچي پس از انزال احساس ندامت و سرخوردگي نيز همراه دارد؟

واقعيت اين است که انسان داراي دو ميل و کشش است:
1. ميل به کمال و رشد و رو به سوي آسمان،
2. ميل به استراحت و آسايش و رو به سوي زمين.
به طور طبيعي انسان عادي، بيشتر ميل رو به راحتي و آسايش دارد، به طور مثال اگر به انسان احساس گرسنگي و يا تشنگي دست نمي داد. - هر چند چه بدنش نياز به آب دارد - اما چه بسا خيلي دير براي آب خوردن حرکت مي کرد. اين به جهت غلبه راحت طلبي در انسان است.

فطرت در نطفه

چرا خداوند فطرت را در نطفه قرار داد؟

فطرت اساسا ريشه در سرشت و ذات انسان دارد و چون انسان وجود يابد فطرتش نيز وجود مي يابد. مانند اين که اگر در غذايي نمک باشد طعم شوري نيز در آن خواهد بود. فطرت از ذات و ذاتيات بشر است و از او قابل جداسازي نيست.
بنابراين گفتن اين که فطرت در نطفه قرار دارد، بدين صورت کلي درست نيست مگر اين که توضيح داده شود منظور اين است که: چون نطفه اولين مراحل پيدايش و تکوين انسان است از اين باب فطرت به نحوه بالقوه در آن قرار دارد و بدين معنا که همزمان با ايجاد انسان فطرت هم ايجاد مي شود.

خطاپذيري فطرت

آيا فطرت خطا پذير است؟

گرايش هاي انسان مسبوق به گزارش هاي علمي او است, انسان به چيزي گرايش دارد كه آن را بفهمد, چه با علم حصولي و چه با علم حضوري. يعني انسان ابتدا آن چيز را ادراك مي كند و مي فهمد, سپس به آن گرايش پيدا مي كند, گرايش و محبت انسان به چيزي نظير جاذبه آهن ربا و آهن نيست كه مسبوق به علم نباشد, يا نظير كشش يك گياه به سمت مواد غذايي مخصوص نيست كه مسبوق به علم نباشد.