روح انسان

نفس ناطقه

در مورد نفس ناطقه و چيستي آن برايم توضيحي ارائه بفرماييد.

درباره حقيت نفس ناطقه ديدگاه هاي گوناگوني مطرح است. حكيم متأله، سبزواري در تعليقه اش بر كتاب « غرر الفوائد» فرموده اند: « درباره «نفس» چهل قول بيان شده است».(عيون مسايل نفس، علامه حسن زاده، عين چهارم).
مترقي ترين ديدگاه در حقيقت نفس ناطقه مربوط به حكيم متأله صدرالمتألهين شيرازي است كه در ذيل به طور اختصار ديدگاه ايشان- در ذيل مقدماتي- بيان مي شود:
1.

روح و نفس ناطقه

روح ناطق و نفس ناطقه چه فرقي با هم داشته و لطفا در موردشان برايم توضيحي ارائه بفرماييد.

در ابتدا بهتر است به فرق بين روح و نفس اشاره اي كوتاه بنماييم تا بحث روشن تر گردد تفاوت اين دو در اينست كه روح مظهر ظهور و تجلي است و آن چيزي است كه از افاضه و دميدن پروردگار عالم حاصل شده است اما نفس حاكي از يك فرد مشخص است. در مورد انسان روح همان است كه خداوند در او دميده است و باعث حيات و زند بودن وي گشته است و نفس او نيز همان نفس خاص و متمايز از ساير موجودات است.
روح ، امري است كه منشاء حيات است و مترادف با جان و روان مي باشد.

روح و نفس انسان

تفاوت روح و نفس چيست؟


روح و نفس استعمالات گوناگونی در علوم عقلی دارند ، لکن در مورد انسان (روح و نفس انسان )، حقیقت آن دو یکی است و تفاوت آنها اعتباری است. حقیقت غیر مادّی وجود آدمی را از آن جهت که موجودی ذاتاً غیر مادّیاست روح می نامند ولی از آن جهت که تعلّق به بدن مادّی دارد نفس می گویند. به تعبیر دیگر ، به مرتبه ی عالی حقیقت غیر مادّی انسان ، روح ، و به مرتبه ی پایین آن که مدبّر بدن مادّی است نفس می گویند. البته حکما برای انسان روح بخاری نیز قائلند که مرتبه ی آن فروتر از نفس بوده جسم لطیف مادّی است. این حقیقت مادّی را هم روح گفته اند ، از آن جهت که مانند ریح (باد) در بدن جاری است و موجب حرکت اعضاء می شود.

فناي روح,جاودانگي انسان

اين جمله که همه موجودات فاني اند و تنها خداوند باقي است را بسيار شنيده ام. حال مي دانيم که روح انسان بعد از مرگ به بهشت يا جهنم مي رود که در هر دو حالت جاودانه مي ماند. پس چگونه تنها خدا را فناناپذير مي دانيم؟ آيا خداوند مي تواند انساني را که وارد بهشت يا جهنم شده است را به کلي از هستي ساقط کند؟

خداوند متعال می فرماید: « « کلّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ـــ وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ـــ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .»(الرحمن/26 ـ 28) همچنین فرماید: « وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ : معبود ديگرى را با خدا مخوان، كه هيچ معبودى جز او نيست؛ همه چيز جز فانى شونده است جز وجه او ؛ حاكميت تنها از آن اوست و همه بسوى او بازگردانده مى شويد.

ارواح نيك و شرور

آيا ارواح نيك و شرور وجود دارند؟

شكّي نيست كه برخي از انسانهاي زنده در همين دنياي مادّي ، افرادي نيكوكار و داراي صفات عالي انساني و الهي هستند و عدّه اي ديگر افرادي زشت كردار و شرور مي باشند. همچنين شكّي نيست كه منشاء اصلي صفات و رفتارهاي انسان روح اوست نه بدن مادّي وي. لذا افراد زشت كردار و شرور داراي روحي شرور و خبيث و افراد نيكوخصال و خوش كردار نيز داراي روحي طيّب و پاك هستند ؛ و طبيعي است كه بعد از مردن نيز روح نيكو ، همچنان نيكو خواهد بود و روح شرور ، خبيث و شرور.