روح انسان

روح انسان در حال کما

انساني که در کما است روح او کجا مي رود؟


كما , بيهوشي و خواب انصراف روح از بدن است و اين انصراف گاه شديد و قوي است و گاه ضعيف و خفيف ، گاه طولاني مدت است و گاه كوتاه مدت ، در خصوص بيهوشي و كما، انصراف روح از بدن شديد است هر چند زمان و مدت آن مي تواند متفاوت باشد . ولي در هر صورت اين لزوما به معناي اين نيست كه روح از بدن جدا شده و به جاي ديگري مي رود.

تكامل روح

اگر روح از عالم تجرد است و در عالم تجرد کمال و تغيير نيست (مثل فرشتگان) پس انسان از چه جهتي کمال را طي مي کند جسم يا روح؟ اصلا ساختار روح چيه؟

در پاسخ به پرسش مذکور به چند نکته اشاره مي شود:
1. حرکت و تکامل مربوط به جسم يا امور جسماني است. مجرد از آن جهت که مجرد است، فاقد حرکت و تغيير است.
نفس انسان داراي دو جنبه و دو بعد است؛ در يک بعد،‌ متعلق به بدن است و آن را تدبير مي کند، از اين جهت نفس انسان مرتبط بدن و وابسته به آن است.

حقيقت روح

مقصود از ابعاد روح انسان، چيست؟


بُعد در اموری به کار می رود که دارای امتداد باشند و امتداد از خواصّ جسم است و روح موجودی غیر جسمانی است. لذا استعمال کلمه ی بُعد در مورد روح ، به معنای حقیقی بُعد نبوده ، غلط مشهور است ؛ و مراد از ابعاد روح عبارت می باشد از مراتب ، قوا و شئونات ، ظهورات و آثار و اعتبارات و حیثیّات روح.
توضیح مطلب آنکه روح در عین وحدت ذات دارای مراتب و قوا و ظهورات و آثار گوناگونی می باشد که هر کدام از آنها به نامی خوانده می شود ؛ برای مثال ، سرّ ، قلب ، عقل ، وهم ، خیال و حسّ از مراتب روح می باشند ؛ یا تفکّر ، حدس ، توجّه ، اراده ، اختیار ، ادبار و اقبال ، شوق و تنفّر ، حبّ و بغض و شهوت و غضب ...

ارتباط روح با بدن

پس از قبض روح، روح در چه شرايطي به سر مي برد و آيا شاهد مراسم تشييع و تدفين خود مي باشد؟ ميت در زمان غسل در چه شرايطي به سر مي برد و آيا شاهد غسل خود مي باشد؟

در پاسخ به اين پرسش به چند نكته اشاره مي شود:
1. پس از مفارقت و جدايي روح از بدن، روح به يك بدن برزخي و مثالي تعلق مي گيرد اين بدن از سنخ موجودات مادي و جسماني نيست. بلكه در روايات از آن تعبير به بدن مثالي و نوري شده، كه بيش از اين كيفيت آن براي ما مشخص نيست.
2.

تعريف مجردات

مقصود از مجرد بودن چيست؟ مجردات كدامند و مجرد بودن خدا با روح چه فرقي دارد؟


موجودات را در يك تقسيم بندي مي توان به موجودات مادي و غير مادي تقسيم كرد. موجودات مادي عالم ماده و جسماني را تشكيل مي دهند و بر آنها نظام مادي حكم فراست عالم آنها را عالم نا سوت و در اصطلاح قرآن عالم شهادت مي نامند. اين عالم را عالم ماده و حركت و زمان و مكان گويند و در يك كلام عالم طبيعت و محسوسات يا عالم دنيا است. موجودات غير مادي و به تعبير فلسفي مجردات ، آنهايي هستند كه مادي نيستند و در واقع مجرد از ماده اند. از آنجا كه موجود مجرد همواره از موجود مادي داراي وجودي برتر است از اين رو آنها عالمي برتر از عالم ماده دارند.