روح انسان

مكان روح

آیا روح همزمان می تواند در دو مکان باشد؟

روح موجوديت زماني ومكاني ندارد .ونمي تواند در قالب زمان ومكان قرار گيرد كه در يك يا دو زمان يا مكان قرار گيرد .
توضيح بيشتر اينكه :اصولا زمان ومكان تعبيري است مربوط به عالم ماده که ظرف تغييرات تدريجي واقع در عالم مزبور را تشکيل مي دهد. به ديگر سخن، زمان ومكان از حرکت ناشي مي شود و حرکت نيز از ويژگي هاي عالم ماده است؛ چرا که حرکت به منظور تبديل قوه به فعل انجام مي گيرد، در حالي که عالم مجردات روح و عالم مثال که خود از رتبه هاي عوالم وجود هستند، عالم فعليت مي باشند و همانند ماديات تغيير و تحول نمي يابند.

روح انسان

هر موجود زنده اي يک روح دارد در حد و اندازه و مقام خود. حال بدن ما انسان ها که از ميلياردها سلول تشکيل شده پس از ميلياردها روح نيز تشکيل شده + روح اصلي بدن. پس من واحد، که هستم؟ و اگر اين طور بگوييم که روح اصلي در واقع، روح آن ميلياردها سلول است. (يعني مثل نسبت روح سلول ها به خود بدن سلول ها) در آن صورت هم مي گوييم که: روزانه هزاران سلول مي ميرند. پس هزاران روح اين سلول ها مي ميرد و هزاران سلول متولد مي شود. پس هزاران روح سلول متولد مي شود و ممکن است هزاران سلول انساني ديگر به ما پيوند زده شود. پس روح آن سلول ها هم به روح سلول هاي ما اضافه مي شود. پس روح کلي ما با روح اشخاصي ديگر اشتراک پيدا مي کند و اين يعني منيٌت ما اشتراک پيدا مي کند و ... ؟

به حکم آيه شريفه «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»(حجر/21) و آيه «يُدَبِّرُ اْلأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى اْلأَرْضِ ...»(سجده/5) و آيه «اللّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اْلأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ اْلأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلى‏ كُلّ‏ِ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلّ‏ِ شَيْ‏ءٍ عِلْمًا»(طلاق/12) هر موجودي مادي داراي يک حقيقت مثالي(برزخي) و يک حقيقت عقلي در عالم عقول مجرده است و بالاتر از آن حقيقتي در نزد خدا و در مرتبه علم خدا دارد.

ظرفيت روحدر شناخت خدا

مقصود از گنجايش و ظرفيت روح چيست كه به همان قدر اوصاف و ذات خدا را مي شناسد؟


ظرفيت نفس يا روح توان و استعداد آن براي درك معارف است و اين از دو راه حاصل مي شود : يكي رشد عقلي , علمي و فلسفي است و ديگري تهذيب و پالايش نفس از رذائل و بديها . پس هر اندازه نفس انسان پاك تر و عقل و دانش انسان افزون تر باشد ظرفيت و گنجايش بيشتري براي خداشناشي پيدا مي كند.

جاودانگي روح

چرا پس از مدتي ثواب عقاب، خداوند روح را از بين نمي برد؟

1. همه موجودات عالم ــ چه مادی و چه غیرمادی ــ ظهور اراده خدا هستند ؛ همانطور که صور خیالی ما ظهور اراده ما هستند ؛ برای مثال ما وقتی سیبی را در ذهن خود تصور می کنیم ، اراده ماست که به صورت سیب ظاهر می شود ؛ لذا تا زمانی که ما اراده خود را از آن سیب ذهنی برنگردانده ایم ، آن سیب در ذهن ما موجود است ؛ ولی به محض این که اراده خود را از آن منصرف کنیم نابود می شود. موجودات عالم نیز ظهور اراده خدا هستند ؛ « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ – امر او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند ، تنها به آن مى‏گويد: «موجود باش» ، پس بى‏درنگ موجود مى‏شود.

روح و باطن انسان

صورت و قيافه روح و باطن انسان چه چيز است؟

روح انسان مرتبه اي از باطن انسان است نه تمام آن. انسان موجودي است داراي مراتب طولي. يعني وجود انسان يک وجود است که داراي مراتب شديد و ضعيف است. بدن انسان ضعيف ترين درجه وجودي اوست و بالاتر از آن بدن مثالي يا برزخي انسان است که باطن بدن مادي اوست. همان طور که عالم برزخ بزرخ باطن عالم ماده است. بدن برزخي وجودي است عين همين بدن مادي ولي فاقد ماده است فلذا زمان و حرکت به معني فلسفي آن نيز ندارد. روح انسان از نظر وجودي قويتر از بدن مادي و بدن برزخي اوست و موجودي است از سنخ ملائک و فاقد خصوصيات اجسام از قبيل شکل و رنگ و ...