رابطه ی نفس و بدن

رابطه روح و بدن

رابطه روح با بدن چگونه است؟

در رابطه با روح سه ديدگاه وجود دارد:
1- نظريه ماترياليستى: روح جسمانية الحدوث و جسمانية البقاء است. در اين نگرش وجود روح مجرد انسانى به كلى نفى شده و حركات حياتى آن به فعل و انفعالات فيزيكى شيميايى تفسير گرديده‏است. چنين تفسيرى داراى اشكالات زيادى است و الهيون بطلان آن را با دلايل محكمى ثابت كرده‏اند.
2- نظريه ايده آليستى: روح روحانية الحدوث و روحانية البقاء است. طبق اين نگرش روح از قبل وجود داشته و سپس با بدن متحد مى شود. اين ديدگاه كه منسوب به افلاطونيان است نيز اشكالاتى دارد از جمله چگونگى ارتباط يافتن آن با جسم در حال حاضر اين ديدگاه نيز منسوخ گرديده است.

وجود روح قبل از بدن

آيا روح انسان قبل از تعلق به بدنها, در جهان ديگر وجود داشته است؟

اگر ظاهر برخي از ادله نقلي آن است كه جان انسان قبل از تعلق به عالم طبيعت در جهان ديگر وجود داشته, نظير حديث: «إن لله خلق الأرواح قبل الأبدان ...» (بحار 26/119.)
نمي توان بدون بررسي ساير متون نقلي از يك سو و بدون تحليل مباني عقلي مسئله از سوي ديگر, فتوا به تقدم ارواح بر ابدان و در نتيجه فتيا بر تقدم فطرت زماني بر طبيعت داد؛ زيرا ممكن است, مقصود از آن ادله نقلي, تقدم وجود عقلي روح بر بدن باشد, نه تقدم وجود نفسي آن و بين اين دو نحوه وجود فرق عميقي است كه حكمت متعاليه عهده دار بيان آن است.

انواع تناسخ

به چه دليل در يك برهه اي از تكامل براي ادامه رشد بايد جسم و روح جدا از هم رشد كنند و پس از گذر از برزخ مجددا به شكل تكامل يافته به هم بپيوندند؟ جسم چگونه بدون روح در اين عالم تكامل مي يابد مگر تركيب روح و جسم يك تركيب اتحادي نيست؟ روح كه در عالم برزخ با يك جسم ديگر به تكامل خود ادامه مي دهد مگر اين معني تناسخ ملكي نيست؟ مگر جسم و روح دوگانه سوز هستند كه در عالم برزخ نيروي محرك حركت جوهري خود را تغيير دهند؟


براي سوال شما دو گونه جواب ارائه مي شود تا اگر جواب اولي قانع کننده نبود از جواب دوم که در سطح بالاتري است بهره ببريد. البته فهم دوم ممکن است تا حدودي مشکل و محتاج به معلومات فلسفي سطح بالا باشد.
جواب اول. فرض سؤال شما ظاهر اين است که انسان موقع مردن از بدن مادي خود جدا مي شود و در برزخ با يک بدن مثالي زندگي مي کند و دوباره در آخرت، بدن مادي و روح به هم مي پيوندند. و در اين مدت جدايي، هم روح در عالم برزخ با حرکت جوهري تکامل مي يابد هم جسم در عالم ماده ولي اين تصور به چند دليل درست نيست.
1. اساسا در عالم برزخ عالم(مثال) حرکت جوهري معني ندارد.

روح در حال اغما

ارواح در حالت اغما، يا در حالت بي هوشي انسان، در چه وضعيتي قرار دارند؟ مثلا: روح «آريل شارون» -نخست وزير مغسوس اسرائيل - الان كه وي در بيمارستان از يك حيات زيستي برخوردار است، در چه وضعيتي قرار دارد؟ آيا دركي از آينده دردناك پيش رو دارد يا ندارد؟


رابطه بين و روح و بدن رابطه قيومي و تدبيري است. يعني روح است که حيات و انسجام بدن را حفظ کرده است و آن را اداره مي کند و از اين راه کمالات خود را کسب مي کند. ديدن و شنيدن و طي مسافت و اداره کردن و حرف زدن و ... همه کار روح است و اعضاء بدن تنها معد و زمنيه سازند يعني زمينه را براي فعاليت روح مهيا مي کنند. از همين روست که انسان مي تواند در خواب(رؤيا) ببيند و بشنود بدون اينکه از چشم و گوش استفاده کند.

پوسيده شدن جسد

علت این که جسد انسان می پوسد (و بعضی از اجساد که نمی پوسند) و جاودانگی انسان از نگاه ادیان و بعد متافیزیک و علمی چیست؟


از جمله دلايل تازه ماندن و نپوسيدن بدن پيامبران و امامان و بندگان نيك خداوند ارتباط قوي است كه ميان روح آنان و بدنشان بر قرار است. بايد توجه داشت كه مقام روح و نفس غير از بدن است . جنازه ، داخل قبر چه بپوسد يا نپوسد كارى به روح ندارد. بدنى كه داخل قبر شده است ، مانند لباسى مى باشد كه انسان آن را كنده باشد.