ابعاد وجودی انسان

توانايي پيش بيني در انسان

با توجه به اين که خداوند همه تواناييها را دارا است و از هر چيز قبل از وقوع آن اطلاع دارد و از روح خود در انسان دميده است آيا توانايي پيش بيني و آينده بيني در هنگام هوشياري در انسان وجود دارد و اگر اين توانايي در انسان است چرا همانند ساير توانايي هايي که شکوفا شدند در همه شکوفا نمي شود؟


چون حقيقت انسان فوق زمان و مكان است .

قواي سه‏گانه-قوه غضبيه و وهميه و شهویه

در سايتی مطلبی خواندم در مورد قوای سه گانه انسان: ۱.شهويه ۲.غضبيه ۳. وهميه ... . منظور شماره ۲ و۳ چيست؟

حکما گفته اند: قوای وجودی انسان بر دو گونه اند: قوای ادراکی و قوای تحریکی.
قوای ادراکی که انسان به وسیله ی آنها به درک امور نائل می شود ، خود بر دو گونه اند:
1ـ قوای ظاهری ؛ که همان حواسّ پنجگانه ی ظاهری می باشند. کار این قوا درک امور جزئی مادّی است. درک این قوّه تا زمانی است که اتّصال با خارج وجود داشته باشد ؛ وقتی اتّصال قطع شد ، ادراک نیز منقطع می شود.
2ـ قوای باطنی ؛ که عبارتند از:
الف. حسّ مشترک ؛ که محلّ آن در مغز بوده ، صور را از حواسّ ظاهری تحویل می گیرد.

مکان انسان بعد از مرگ

آیا انسان فقط تا هنگام مرگ در زمین است؟

از ظاهر آيات وروايات ومباحث علمي وتجربي بر مي آيد كه ارتباط انسان پس از مرگ با زمين قطع مي شود انسان داراي دو بعد جسماني وروحاني است با مرگ حيات جسماني انسان پايان مييابد وبر اساس قانون طبيعت جسم او متلاشي وخاك ميگردد اما حيات معنوي وروحاني او باقي است .

انسان و فرشته

با توجه به سرمايه عظيمي كه خداي سبحان در اختيار فرشتگان هم چون حضرت جبرائيل(ع) و حضرت عزرائيل(ع) قرار داده است في المثل دو ضيف ابراهيم كه جعلنا عاليا سافلا و نمونه هاي فراوان ديگر و اصولا پيشوايان اسلام وقتي مي خواهند انسان را بالا ببرند او را تشبيه به فرشته مي كنند چگونه مي شود ادعا كرد كه انسان برتر از فرشته باشد؟

انساني كه قرآن كريم معرفي مي كند داراي دو حيثيت است. يكي حيثيت مادي و ديگري حيثيت فوق مادي. انسان موجودي است كه جسم او از خاك آفريده شده است كه پايين ترين و پست ترين موجودات است و روح او از عالم امر آمده است: « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبّي»(اسراء/85)
اين روح از حيث رتبه ي وجودي مافوق تمام ملائك است. اين روح آنچنان به خدا نزديك است و از چنان رتبه وجودي بالايي برخوردار است كه مافوق تمام ملائك است.

جسم انسان

اگرنطفه انسان نجس است آيا مي توان گفت كه وجود جسماني انسان ناپاك است؟ با توجه به اين مسأله چرا انسان در نزد خداوند به درجه اي ارزشمند از محبوبيت رسيده است و لقب اشرف مخلوقات به او داده شده است؟

نجاست و طهارت يك اعتبار شرعي است. نطفه انسان در صورتي شرعا نجس است كه از بدن انسان خارج مي شود و در فضاي باز قرار مي گيرد، بنابراين اينطور نيست كه انسان از نجاست به وجود مي آيد و نيمی توان گفت كه وجود جسماني انسان نجس است. نجاست ها همه بيروني و عارضي هستند و اصل خلقت و تكوين انسان و اشيا پاك است.
دلايل فراوانى بر اشرف بودن انسان در ميان مخلوقات وجود دارد كه به دو مورد آن اشاره مى‏شود: