ابعاد وجودی انسان

مراتب وجودي انسان

با توجه به مراتب وجودي انسان ها آيا هر فردي در عالم ذر خودش آگاهانه اين رتبه را انتخاب کرده است؟

موجودات هر کدام اقتضائات ذاتي خاص خود را دارند. موجودات غيرزنده و گياهان هر کدام داراي آثاري هستند که ناشي از ساختار وجودي آنهاست. مثلا الکترون و پروتون طوري آفريده شده اند که جاذب هم باشند. ولي دو الکترون يا دو پروتون دافع هم باشند. ساختار نمک اقتضاء مي کند که در مذاق انسان شور باشد. گياهان اقتضاء وجودشان اين است که رشد و توليد مثل کنند. اين گونه اقتضائات را «طبيعت» مي گويند. در حيوانات افزون بر طبيعت، يک سري گرايشات پيچيده تر نيز وجود دارد که همراه با نوعي آگاهي ضعيف و يا ناخودآگاه است.

ابطال تناسخ

مي گويند تناسخ در اسلام مردود است اما با مطالعه قرآن در بسياري از آيات خداوند مي فرمايد که ما شما را مي ميرانيم و زنده مي کنيم و از زندگي هاي متعدد سخن مي گويد. به نظر مي رسد اينکه ما چندين بار فرصت زندگي در دنيا و در قالب جسم هاي مختلفي را داشته باشيم بسيار منطقي است و با عدل خداوند هم سازگارتر است. مثلا فردي که در اين دنيا نابينا يا فقير و يا عقب مانده به دنيا مي آيد اگر بپذيريم که آن روح در زندگي قبلي اش طوري زندگي کرده که براي تکامل و رشد بايد در اين دوره زندگي اش در اين وضعيت (مثلا نابينايي) زندگي و تجربه کسب کند بسيار قابل پذيرش تر است و نشانه عدل خداوند است. در غير اين صورت وقتي يک کودک از پدر و مادر کافر به دنيا آمده و تعليمات بي ديني مي بيند با کودکي که از والدين مؤمن به دنيا مي آيد خوب اين دو نفر شرايط کاملا ناعادلانه داشته اند و با توجه به شرايط شان امکان رشد روحي و معنوي در اين دنيا را دارند. افرادي مانند اوشو عارف و فيلسوف هندي و کبير و حتي اشعار مولانا و حافظ از زندگي چندين باره در قالب جسم هاي گوناگون مي گويند و همانطور که گفتم قرآن (متأسفانه الان يادم نيست کدام آيات) نظر شما چيست؟

آياتي كه حضرت عالي اشاره نموده ايد احتمالا آيات زير خواهند بود.
1. «إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى اْلإِيمانِ فَتَكْفُرُونَ قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى‏ خُرُوجٍ مِنْ سَبيلٍ؛ كساني را که كافر شدند روز قيامت صدا مي زنند كه عداوت و خشم خداوند نسبت به شما از عداوت خودتان نسبت به خودتان بيشتر است؛ چرا كه به سوي ايمان دعوت مي شديد، ولي انكار مي كرديد.

بطلان تناسخ

آيا روح ما قبل از اين در بدن‏هاى ديگرى بوده و اكنون به بدن فعلى ما منتقل شده است؟ از نظر عقلى و دينى تناسخ چه جايگاهى دارد؟

تناسخ دو قسم است:
. تناسخ مُلكى؛
به اين معنا كه نفس آدمى با رها كردن بدن مادى خود، به بدن مادى ديگرى وارد شود.
. تناسخ ملكوتى؛
به اين معنا كه نفس با عقايد، انديشه‏ها، نيت‏ها، گفتارها و كردارهاى خود، بدنى مثالى متناسب با عالم برزخ؛ و بدنى قيامتى متناسب با عالم قيامت ساخته، به صورت آن مجسّم مى‏شود.

انسان قبل از آفرينش

آيا قبل از آن که خداوند انسان را بيافريند او را از فلسفه آفرينش آگاه کرده است؟ يعني اينکه قبل از اينکه انسان وارد اين دنيا شود در دنياي ديگري بوده است؟


آ گاهي دادن قبل از اصل خلقت معنا ندارد ,اما وجود قبل از قرار گرفتن در عالم مادي محل بحث و گفتگو و انظار و آراي متفاوتي است. برخي چنين چيزي را از آيه ذر استفاده كرده اند.البته در مورد «عالم ذر» نيز در ميان دانشمندان، مفسران، متكلمان و ارباب حديث، گفت و گوهاى زيادى واقع شده است، و اين نشانگر پيچيدگى موضوع مى‏باشد. خداى سبحان در قرآن كريم مى‏فرمايد: ...

برتري انسان بر فرشتگان

به طور مطلق مي توان گفت که آيا انسان از نظر ذاتي و اکتسابي بربرخي برتري دارد؟ بر فرشتگان چطور؟ آيا بر فرشتگان تنها به طور اکتسابي برتري پيدا مي کند يا به طور ذاتي هم بر فرشتگان برتري خواهد داشت؟

در پاسخ به این پرسش به نکاتی اشاره می شود:
1 ـ در وجود انسان حقیقتی ودیعت نهاده شوده که دارای قابلیت و استعداد ویژه ای است.