امام شناسی

قرآن و نام امامان‏

اگر امامت اهل بيت عليهم السلام از اركان دين است‏ چرا نام امام على عليه السلام و ديگر امامان به صراحت در قرآن ذكر نشده تا موجب اختلاف و انحراف اذهان نشود؟

حل اين مسأله در گرو كاويدن روش قرآن در معرفى امام على عليه السلام و ديگر ائمه هدى عليهم السلام و پى جويى راز اين مسأله است. در اين باره بحث را از چند محور پى مى‏گيريم:
يك. شخص يا شخصيت‏
اصولًا روش قرآن در بسيارى از موارد بيان اصول، قواعد شاخص‏ها و معيارهاست، نه امور جزئى. در رابطه با امامان معصوم- به ويژه اميرمؤمنان عليه السلام و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله- شيوه قرآن اين است كه عمدتاً آنان را با معرفى «شخصيت» ممتاز و برجستگى‏هايشان بشناساند، نه از طريق معرفى شناسنامه‏اى. اين شيوه حكمت‏هاى متعددى دارد كه در خلال مباحث به بعضى از آنها اشاره خواهد شد.
دو. اهل بيت در قرآن‏

امامت در روايات‏

در روايات پيامبر و اهل بيت امامت چگونه تصوير شده و بر چه نكاتى تأكيد شده است؟

روايات شريف نبوى كه در كتب شيعه و اهل سنت فراوان نقل شده و نيز آنچه از امامان اهل بيت در اين زمينه رسيده فراوان است و آموزه‏هاى بسيارى در بردارد. از امورى كه در اين نصوص مورد اهتمام است اين است كه امامت با چنان جايگاه رفيعى در شأن هر كسى نتواند بود.
از اين رو نصوص دينى به ويژگى‏ها و شرايط امام و وظايف امام و امت در برابر يكديگر توجه شايانى كرده‏اند. اكنون با رعايت اختصار به گوشه‏اى از اين روايات كه قطراتى از درياى بيكران معارف اهل بيت است مى‏پردازيم:
يك. امامت ركن ديانت‏

امامت از زبان نبوت

چه سخنانى از پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله در مورد ولايت و امامت حضرت على عليه السلام است؟ به طور كلى پيامبر چگونه و تا چه اندازه به اين مسأله پرداخته‏اند؟

چگونگى پرداختن به مسأله امامت و ولايت حضرت على در سنت و سيره پيامبر گرامى اسلام از مسائل بسيار مهم است و تحقيقاتى دراز آهنگ مى‏طلبد. در اين جا به اختصار چند نكته اشاره مى‏شود:
يك. برخورد پيامبر با حضرت على عليه السلام در بسيارى موارد به گونه‏اى ويژه بود و با نحوه برخورد آن حضرت با ديگران تفاوت معنى‏دارى را نشان داده است. از جمله اينكه:
1- 1. به طور معمول در جنگ‏ها با وجود حضرت على عليه السلام فرماندهى جنگ را به او سپرده و به ديگران نمى‏داد.
1- 2. به هنگام خروج از مدينه براى جنگ تبوك حضرت على عليه السلام را به جانشينى خود در مدينه باقى گذاشت.

عبارت حديث ثقلين

در حديث ثقلين بعضى‏ها «كتاب الله و عترتى» مى‏خوانند و برخى «كتاب الله و سنتى» كداميك صحيح است؟

حديث ثقلين به هر دو شكل نقل شده است در اين باره توجه به چند نكته لازم است:
1. رواياتى كه در آن «كتاب الله و سنتى» آمده غالباً بدون سند ذكر شده و يا در سند آن‏ها شخصيت‏هايى چون اسماعيل‏بن ابى اويس، صالح‏بن موسى طلحى، سيف‏بن عمر تميمى قرار دارند كه غالب علماى رجال اهل سنت آنان را تضعيف كرده‏اند. از طرف ديگر «كتاب الله و عترتى» به تواتر نقل شده ولى كتاب الله و سنتى خبر واحد است. «1»

ائمه ،انسان های مافوق یا مافوق انسان

آيا امام، انسان مافوق است؟ يا مافوق انسان و به عبارت ديگر آيا امام داراي عالي‎ترين مرتبه كمال انسانيت است يا داراي مقام مافوق انسانيت؟

برخي گمان مي‎كنند اگر قبول كنند كه به پيامبر يا امام، علم غيب و علوم لدنّي و معجزه و كرامت و مقامات و خصائص عطا شده و آنان واجد كمالاتي بوده‎اند كه ديگران به آن كمالات نرسيده‎اند و ارواح و طينت و جوهر وجودشان را صاحب كمالات و مورد عنايات بيشتر بدانند با انسانيّت آنها منافي است؛ زيرا اين كمالات در مافوق انسان قابل قبول است نه در انسان و انسان مافوق. ولي اين گمان صحيح نيست و منشأ آن جهل به كمالات انسان و مراتب انسانيّت است.