امام حسین (ع) و عاشورا

دعوت کوفیان

براي امام حسين 20000نفر نامه نوشته بودند، چگونه خدا همه اينها را زير و رو کرده است و همگي نظرشان عوض شده است؟

خدا نظرشان را عوض نکرد. این همه افراد نامه نوشتندچون فکر نمی کردند که قرار است جنگ شود. برخی از آنها نیز از روی نفاق نامه نوشتند تا اگر امام(ع) به حکومت رسید بگویند ما هم بودیم. آنها که صادق بودند وقتی دیدند جانشان در خطر است فرار کردند و خانه نشین شدند ؛ 16000 نفرشان بعد از شهادت امام توبه نمودند و برای جنگ به طرف شام رفتند ولی 12000نفرشان باز فرار کردند و 4000 نفرشان شهید شدند. آنها هم که منافق بودند بعد از برگشتن از امام به لشکر عمربن سعد پیوستند. کربلا درس است تا بفهمیم که جوانمرد بودن و از جان گذشتن به این آسانی ها نیست.

فلسفه گريه امام حسين(ع) بر شهداء

گريه امام حسين(ع) در لحظه شهادت حضرت علي اكبر(ع) و يا حضرت ابوالفضل(ع) به خاطر چه بود؟ آيا به خاطر اين بود كه فرزند و برادرش را از دست داد و دلش براي آنها تنگ خواهد شد؟ و يا به خاطر اين بود كه به برادر و پسرش جراحتي وارد شد؟ آخر مگر چيزي غير از محبت خدا در دل امام حسين(ع) جا دارد كه امام به خاطر از دست دادن آنها (مثل ما انسان هاي عادي) ناراحت شود و گريه كند؟ درست است كه اينها به خاطر خدا شهيد شده اند و بر اساس اصل تولي و تبري به ما دستور داده شده است كه آنها را دوست داشته باشيم تا شايد صفات آنها در ما بروز كند، ولي امام حسين(ع) كه مثل ما انسان ها كه ناقص نيست كه بخواهد آنها را دوست داشته باشد تا صفات آنها را به دست آورد؟

رقت قلب و عاطفه از فضايل انسانى است. رقيق القلب بودن اين است كه انسان وقتى فقيرى را ديد واقعا متأثر شود. از قيامت و دوزخ كه گفته مى‏شود از نابسامانى محرومين واقعا اندوهگين گردد از حضرت اميرالمؤمنين على(ع) روايت شده است كه: «ما جفّتَ الدموع الا لقسوة القلوب و ما قسّت القلوب الاّ لكثرة الذنوب» چشم‏ها گرفتار خشكى نمى‏شوند مگر در اثر قساوت قلب و قلب گرفتار قساوت نمى‏شود مگر در اثر گناه زياد.
نتيجه‏اى كه از اين روايت حاصل مى‏گردد اين است كه حضرات معصومين(س) بخاطر مقام شامخ عصمت و پاكى و پيراستگى نسبت به همه گناهان و خطاها لطيفترين قلوب و گريان‏ترين چشم‏ها را دارا مى‏باشند.

معجزه امام حسين(ع)

مي دانيم که پيامبران خيلي معجزه داشتند ولي کتابي از کرامات امام حسين(ع) من خواندم حدود 5 معجزه داشتند مگر آخرين معجزه پيامبر ما حضرت رسول اکرم(ص) قرآن نيست پس چرا بعد از پيامبر باز به طور مداوم معجزه به وجود آمد؟

آنچه از امامان رخ مى‏دهد اصطلاحا «كرامت» خوانده مى‏شود اختصاصى هم به دوران حياتشان ندارد؛ بلكه پس از شهادت نيز تداوم دارد. كما اين كه بارها و بارها شفاى بيماران لاعلاج به وسيله امامان(ع) مشاهده شده است. و ختم نبوت به معناي ختم کرامت اولياء و اوصيا نيست.
توضيح بيشتر:

زيبايي‏ هاي عاشورا

چرا حضرت زينب(س) در مورد حادثه كربلا مي فرمايند: « من غير از زيبايي چيزي نديدم»، آيا اين همه مصيبت كه بر سر آن حضرت آمد، زيباست؟ لطفا توضيح دهيد.

اگر گاهى «عظمت در نگاه است، نه در چيزى كه بدان مى‏نگرند.»- آن گونه كه برخى گفته‏اند- گاهى هم زيبايى در نگاه و ديد انسان است، نه در ديدنى‏ها.
آن كه به چشم «نظام احسن» به همه هستى مى‏نگرد از اين نگاه، خيلى چيزها هم «ديده» مى‏شود، هم «زيبا» ديده مى‏شود تا چه عينكى بر چشم زده باشيم و از كدام زاويه به هستى و حوادث بنگريم.
«زيبابينى» هستى و حيات، هم آرامش روح و وجدان مى‏بخشد، هم صلابت و پايدارى و پايمردى مى‏آفريند و هم قدرت تحمل ناگوارى‏ها را مى‏افزايد. از اين نگاه، «عاشورا»- همان گونه كه زينب كبرى (س) فرمود-، جز «زيبايى» نبود.

عزاداري اهل سنت

چرا اهل سنت به استناد «ليس منا من ضرب الخدود و شق الجيوب و دعا بدعوة الجاهليه» عزادارى نمى‏كنند؟

يكم. اين حديث مربوط به جايى است كه انسان براى عزيز از دست رفته‏اش خودزنى و گريبان چاك كند آن هم در حالى كه معترض به قضاى الهى باشد و حرف‏هايى بزند و نوحه‏هايى گويد كه موجب خشم خداوند است. اما گريه بر امام حسين(ع) و عزادارى بر آن حضرت، از افضل قربات است و از مصاديق تعظيم شعائر الهى و اعلام وفادارى نسبت به بزرگان مكتب و پيشوايان دينى است و فلسفه‏هاى متعددى دارد كه در پاسخ به پرسش‏هاى پيشين مطرح شد.