امام حسین (ع) و عاشورا

حكمت عزاداري

چرا به گريه براي امام حسين(ع) اين همه تأكيد شده است؟ آخه وقتي براي كسي گريه مي كنيم كه بهش ظلم شده باشه و دلمون به حالش بسوزه. حالا ما بايد دلمون به حال امام حسين(ع) بسوزه يا خود بدبختمون؟! حالا اگه يه نفر به قول ما جوگير بشه و براي امام حسين گريه كنه باز هم كارش ارزش و ثواب داره؟

مسأله گريه و عزادارى بر حضرت سيدالشهدا(ع) و ديگر ائمه از افضل قربات است و فلسفه‏هاى سازنده و تربيتى متعددى دارد از جمله: 1- پيوند عميق عاطفى بين امت و الگوهاى راستين، به منظور توجه و پيروى عملى از آنان. 2- اقامه مجالس دينى در سطح وسيع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دينى، 3- پالايش روح و تزكيه نفس، 4- اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... . 5- الهام بخش روح انقلابى و ستم ستيزى، 6- زنده داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسينى، 7- توجه به هدف قيام امام حسين كه همانا احياى ارزش‏هاى دينى و جلوگيرى از انحراف بود.

دفن شهداي كربلا

اين که گفته مي شود امام سجاد(ع) براي دفن اجساد شهداي کربلا و از جمله حضرت سيدالشهدا حضور يافتند، چگونه با برده شدن اسرا در روز يازدهم سازگار است؟

بعد از شهادت امام حسین علیه اسلام و اهل بیت و اصحابش در دهم محرم سال 61(ه. ق )، بدن های قطعه قطعه و خون آلود آنان بر زمین ماند.

لعن دشمنان امام حسین (ع)

چرا بر دشمنان امام حسين(ع) لعن مى‏فرستيد. اين كار براى چيست و چرا دشمنان ابى عبد الله(ع) را لعن مى‏كنيد؟ اين كار نوعى خشونت و بدبينى است. اين يك نوع احساسات منفى است و با منش «انسانِ مدرن» نمى‏سازد. امروز زمانى است كه بايد با همه مردم با خوشى و شادى و لبخند رفتار كرد. امروز بايد دم از زندگى زد، دم از شادى زد، دم از صلح و آشتى زد. اين روحيه لعن و تبرى و پشت كردن به ديگران خشونت‏هايى است كه به هزار و چهار صد سال پيش، يعنى زمانى كه امام حسين(ع) را كشتند برمى‏گردد و با آن زمان مناسبت دارد. اما امروز ديگر جامعه و مردم اين كارها را نمى‏پسندند. چرا مقيد به صد لعن هستيد؟!

همان گونه كه سرشت انسان فقط از «شناخت» ساخته نشده است، تنها از احساسات و عواطف «مثبت» هم ساخته نشده است. آدميزاد موجودى است كه هم احساس مثبت و هم احساس منفى دارد. هم عواطف مثبت و هم عواطف منفى دارد. همان گونه كه شادى در وجود ما هست، غم هم هست. خدا ما را اين گونه آفريده است.
هيچ انسانى نمى‏تواند بى غم و يا بى شادى زندگى كند. همچنان كه خدا استعداد خنديدن به ما داده، استعداد گريه كردن هم به ما عطا فرموده است. در جاى خودش بايد خنديد و به جاى خود هم بايد گريست. تعطيل كردن بخشى از وجودمان، به اين معنا است كه از داده‏هاى خدا در راه آنچه آفريده شده استفاده نكنيم.