امام علی (ع)

واقعه غدير

جريان غدير را شرح دهيد و توضيح دهيد كه تا چه اندازه قطعيت دارد؟

جريان غدير خم‏
رسول خدا صلى الله عليه و آله در سال دهم بعثت، تصميم گرفت عمل حج به جاى آورد و آن را به مسلمانان اعلام فرمود. عده زيادى به مدينه آمدند تا در ركاب آن حضرت حج به جاى آورند و به او تأسى كنند. آن حج را حجةالوداع، حجةالاسلام، حجةالبلاغ و حجةالكمال ناميده‏اند. رسول خدا صلى الله عليه و آله از هجرت تا رحلت جز آن حج، حج ديگرى نياورده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله پنج يا شش روز به ماه ذى‏حجه مانده، از مدينه خارج شد ....

اهل‏ سنت و غديرخم‏

آيا اهل سنت مسأله غدير را قبول دارند؟

اگر قبول دارند آن را چگونه توجيه مى‏كنند و چه پاسخى براى آن وجود دارد؟
با توجه به تواتر احاديث مرتبط به غدير و نقل بسيار فراوان آن در منابع روايى، تاريخى، تفسيرى و حتى ادبى فرق و مذاهب مختلف اسلامى جاى هيچ‏گونه ترديد در آن وجود ندارد. از همين‏رو غالب قريب به اتفاق اهل سنت نسبت به واقعه غدير ديدگاه مثبتى داشته و به انكار آن نمى‏پردازند.

غدير و رويگردانى مردم‏

اگر جانشينى حضرت على عليه السلام در روز غدير اعلام گرديده بود، چرا مردم از آن حضرت روى گردان شدند و در جريان سقيفه كسى در اين باره چيزى نگفت؟

در گزارش‏هاى تاريخى- جز چند منبع- از واكنش شديد مردم و ياد آورى ماجراى غدير خم، كمتر سخن به ميان آمده است؛ با آنكه قطعاً بيشتر مردم مدينه در ماجراى غدير حضور داشتند؛ پس چرا پس از حدود 70 يا 84 روز «2» از اين ماجرا، آن را فراموش كردند؟
اعتراض مردم‏

عدم استناد امام على عليه السلام به حدیث غدير

اگر حضرت على عليه السلام در روز غدير براى خلافت نصب شده بودند، چرا براى اثبات حق خود به آن استناد نكردند؟

مسأله غدير و نصب اميرمؤمنان عليه السلام به خلافت در آن روز بارها مورد استناد آن حضرت قرار گرفته است.
علامه امينى در موارد متعددى استنادات اميرمؤمنان عليه السلام را از طريق‏ منابع اهل سنت ذكر كرده است «1». برخى از اين موارد عبارتند از:
1. در روز شورى «2»،
2. در زمان خلافت عثمان «3»،
3. هنگام ورود به كوفه در سال 35 هجرى «4»،
4. در جنگ جمل «5»،
5. در جنگ صفين «6».
در اينجا به جهت اختصار تنها استناد آن حضرت عليه السلام به حديث غدير در روز شورى را نقل مى‏كنيم:

حدیث غدیر و دوستی علی

بعضى از اهل سنت مى‏گويند ما مثل شما قضيه غدير را قبول داريم‏ ، اما شما سخنان پيامبر را به امامت تفسير مى‏كنيد، در حالى كه ما از آن دوستى مى‏فهميم. و ما هم على عليه السلام را دوست داريم و به او احترام مى‏گذاريم. نظر شما در اين باره چيست؟

يكى از گمانه‏ها در معناى سخن پيامبر كه فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه» ولايت محبت است چرا كه واژه ولايت در محبت نيز به كار رفته است.
ليكن در اينجا چند نكته را بايد در نظر داشت:
يك. اگر نظر كسانى كه مسأله ولايت محبت را مطرح مى‏كنند اين است كه چنين مبنايى هم در كنار ديگر مراتب ولايت مانند امانت و پيشوايى در كلام پيامبر نهفته است سخن قابل قبولى است و هيچ تضادى با ديدگاه شيعه ندارد.