حقانیت اسلام

در رابطه با مسئله حقانيت اديان (پلوراليزم دينى) «2» يا دين واحد، بايد چند انگاره را مورد توجه قرار داد:
يك. چيستى حقانيت اديان‏
با بررسى نظريه پلوراليزم دينى، مى‏توان اصل ادعاى حقانيت اديان را مشتمل بر انگاره‏هاى زير دانست:
1- 1. منظور از حقانيت اديان اين است كه: اعتقادات آنها صادق و پذيرش و تعبّد به آنها، جايز و موجب رستگارى پيروانشان است.
1- 2. منظور از حقانيت اديان، بر حق بودن عَرْضى است؛ نه در طول زمان. به عبارت ديگر، سخن بر سر اين نيست كه آيين هر پيامبرى، در زمان خود حق بوده است؛ بلكه يعنى همه يا تعدادى از اديان، در همه زمان‏ها برحق‏اند.
1- 3. حقانيت اديان به طور مساوى است؛ نه داراى مراتب تشكيكى. به عبارت ديگر نمى‏توان «بر حق بودن» را درجه‏بندى كرد تا در پرتو آن، دينى بهره‏مندى بيشترى از حقيقت كسب كند و دين ديگر در رتبه فروتر از آن قرار گيرد. بر اساس اين انگاره، هيچ فرقى بين اسلام، يهوديت، مسيحيت و ديگر اديان نيست.
1- 4. منظور از حقانيت اديان در جهات مشتركشان نيست؛ بلكه اديان- با اختلافاتى كه دارند- برحق‏اند؛ يعنى، هم توحيد اسلامى بر حق است، هم تثليث مسيحى، هم ثنويت زرتشتى و هم بى‏خدايى بودايى‏گرى.
دو. عقل و پلوراليزم دينى‏
ژرف‏كاوى‏هاى عقلى، بطلان پلوراليزم دينى را آشكار مى‏سازد. اين مسئله دلايل متعددى دارد؛ از جمله:
2- 1. استلزام تناقض «1»؛ اديان موجود داراى آموزه‏هايى است كه برخى از آنها با يكديگر در تضاد و يا تناقض مى‏باشد. بنابراين حقانيت همه آنها مستلزم جمع ضدين يا جمع نقيضين است و چنين چيزى محال است. به عنوان مثال آيين اسلام، بر يكتايى خداوند تأكيد دارد. در مقابل، مسيحيت قائل به «تثليث» يعنى، خداى پدر،
__________________________________________________
(1).. noitcidartnoC
خداى پسر و خداى روح‏القدس است! زرتشتى‏گرى نيز به «ثنويت» و دوگانه پرستى گرايش دارد!
هر يك از اين آموزه‏ها، نافى ديگرى است. بنابراين اگر هر سه دين، بر حق باشند، بايد هم يكتاپرستى صحيح باشد، هم دوگانه پرستى و هم سه‏گانه پرستى؛ چنين چيزى به تناقض مى‏انجامد و محال است؛ زيرا يگانگى خداوند، مساوى با نفى دو يا سه‏انگارى او است. در حالى كه ثنويت و امثال آن به خداى بيش از يكى اقرار دارد. بنابراين حقانيت همه آنها؛ يعنى اينكه خدا هم بيش از يكى است و هم نيست و اين تناقض است و محال.
2- 2. خودستيزى «1»؛ حقانيت همه اديان خود ستيز است؛ زيرا هر دينى آموزه‏هاى مخالف در دين‏هاى ديگر را نفى كرده و يا به طور كلى دين ديگر را باطل مى‏انگارد.
بنابراين هر يك از اين اديان- اگر بر حق باشند- بايد ادعايشان نيز حق بوده و مورد قبول قرار گيرد. بنابراين از حقانيت هر دين، بطلان ديگر اديان به دست مى‏آيد و پلوراليزم دينى با حق انگارى همه اديان، بطلان همه اديان را نتيجه مى‏دهد. از اين رو گفته شده است: پلوراليزم دينى خود برانداز است و عليه خود حكم مى‏كند.
2- 3. استلزام شكاكيت دينى؛ پنداره پلوراليزم دينى، مبتنى بر نظريه «نسبيت معرفت» «2» و يا شكاكيت است و سرانجامى جز شكاكيت «3» دينى ندارد؛ زيرا اين انگاره. از سويى به حقانيت همه اديان حكم مى‏كند و از ديگر سو، اديان موجود يكديگر را نفى مى‏كنند!
نتيجه اين تعارض چيزى جز همان شكاكيت و سرگردانى نيست. به عبارت ديگر پلوراليزم دينى، از سويى برونداد شكاكيت يا نسبيت معرفت است و برونداد آن نيز جز شكاكيت دينى نيست.
__________________________________________________
(1).. noitcidartnoC fleS
(2).. msivitaleR cimetsipE
(3).. msicitpecS
سه. عقل و دين حق‏
براساس آنچه گذشت روشن شد كه همه اديان، نمى‏توانند از حقانيت مساوى برخوردار باشند؛ اكنون اين سؤال پديد مى‏آيد كه از ديدگاه خرد، چه راهى براى تشخيص دين حق و تمييز آن از ديگر اديان وجود دارد؟ به عبارت ديگر ملاك حقانيت يك دين و روش سنجش آن از ديدگاه عقلى چيست؟ در اين باره مى‏توان گفت دينى بر حق است كه:
3- 1. عقايد و آموزه‏هاى آن، نه تنها خردستيز نباشد؛ بلكه به وسيله عقل و برهان مورد تأييد قرار گيرد.
3- 2. داراى خاستگاه الهى باشد.
3- 3. آموزه‏هاى آن تحريف نشده باشد.
3- 4. از سوى پيامبران بعدى الهى نسخ نشده باشد.
3- 5. از ديگر اديان موجود، جامع‏تر و كامل‏تر باشد.
بررسى تطبيقى اديان براساس اين موارد، تحقيقى گسترده و فراخ دامن مى‏طلبد. در عين حال به طور فشرده و كوتاه، اشاراتى در مقايسه چند دين بزرگ خواهيم داشت:
الف. مهم‏ترين ركن اساسى يك دين «خداشناسى» آن است. در اين راستا گفتنى است كه آموزه خداشناسى و توحيد «1» در اسلام، خردپذيرترين آموزه است و ادله متقن بسيارى بر آن گواهى مى‏دهد. اثبات توحيد به خودى خود، ابطال كننده آموزه «تثليث» و «ثنويت» است. بنابراين همين مسئله به تنهايى براى اثبات عدم حقانيت اديان غير الهى (مانند بودايى‏گرى) و هر دين مشتمل بر شرك (مانند مسيحيت و زرتشتى‏گرى) كافى است.
ب. بسيارى از اديان به رغم دارا بودن پيشينه الهى، در طول تاريخ دچار
__________________________________________________
(1). جهت آگاهى بيشتر نگا:
الف. محمد حسين، طباطبايى و مطهرى، اصول فلسفه و روش ئاليسم، ج 5، (قم: صدرا، چاپ چهارم، 1374)؛
ب. مرتضى، مطهرى، توحيد، (قم: صدرا، چاپ سوم، 1374).
تحريفات چشمگيرى شده و اصالت خود را از دست داده‏اند. همين مسئله باعث شده كه آموزه‏هاى خردستيز بسيارى در اين اديان رخ نمايد. اكنون از باب نمونه تنها به چند نمونه از تحريفات عهدين اشاره مى‏كنيم:
1. اتهامات ناروا به پيامبران؛ علاوه بر رسوخ تحريفات بنيادى و اعتقادى در كتاب مقدس، پاره‏اى از اتهامات ناروا و غيراخلاقى به برخى از پيامبران نسبت داده شده است كه قلم از بيان آن شرم دارد!! «1»
2. وجود افسانه‏ها؛ وجود افسانه‏هاى بى‏پايه در كتاب مقدس، يكى ديگر از جنبه‏هاى تحريف آن است؛ از جمله مى‏توان به كشتى گرفتن حضرت يعقوب با خدا و غلبه او بر خدا، اشاره كرد!! «2»
3. گناه جبلى؛ مسيحيان معتقدند: آدم در بهشت به گناه آلوده و اين گناه به حساب همه فرزندان او نوشته شده است؛ يعنى، انسان ذاتاً با به دوش كشيدن بار گناه، به دنيا مى‏آيد! هر چند پس از آمدن به دنيا هيچ گناهى مرتكب نشود و هرگونه تلاش و عمل انسان در رهايى از اين خطا، سودى نخواهد بخشيد و تصليب و به دار كشيده شدن حضرت عيسى، كفّاره گناه ذاتى و جبلى انسان است!
4. تقويت ظلم؛ يكى ديگر از آموزه‏هاى نامعقول كتاب مقدس، توجيه ظلم و ستم و دعوت به سكوت در برابر حاكمان ظالم، به بهانه اين است كه آنان، حاكم و سايه خدا در زمين‏اند!! «3»
وجود اين گونه آموزه‏هاى غيرعقلانى در كنار طرح مسئله تثليث و تجسيم و وجود تناقض‏هاى متعدد در متن كتاب مقدس «4»، دليل بر عدم حقانيت يهود و
__________________________________________________
(1). ر. ك: انجيل يوحنا، 1: 112، سفرتكوين، 30: 19 38 و براى آشنايى بيشتر ر. ك: انيس الاعلام، ج 3؛ محمد، صادقى، بشارات عهدين، ص 73 و 177. اين در حالى است كه براهين عقلى لزوم عصمت پيامبران را اثبات مى‏كند.
(2). سفر پيدايش، 43: 2330.
(3). انجيل متى، 38: 5 و اكثر نامه‏هاى پولس به روميان.
(4). در جلد دوم كتاب «انيس الاعلام»، 125 مورد تناقض موجود در كتاب مقدس مورد بررسى قرارگرفته است.
نيز نگا: حقيقت مسيحيت، (قم: مؤسسه در راه حق، چاپ اول 1361)، صص 127- 133؛ زمانى، مصطفى، به سوى اسلام يا آيين كليسا، (قم: پيام اسلام، 1346).
مسيحيت امروزى در برابر اسلام است.
افزون بر آن تحقيقات علمى و زبان شناختى، بر عدم وثاقت متون مقدس گواهى داده است. توماس ميشل- استاد الهيات مسيحى- بر آن است كه به اعتقاد بيشتر متفكران كاتوليك، پروتستان و ارتدوكس، كتب مقدس املاى الهى نيست و داراى عصمت لفظى نمى‏باشد و گاهى نويسندگان بشرى، نظريات غلط يا اطلاعات اشتباه‏آميزى را در متن كتاب باقى گذاشته‏اند «1».
چهار. قرآن و پلوراليزم دينى‏
آيات قرآنى علاوه بر دلالت بر انحصار دين حق در اسلام و نفى پلوراليسم و تكثّرگرايى دينى، به صراحت با برخى از اصول و مبانى پلوراليسم، مخالف است و آن را ابطال مى‏كند. آياتى كه در اين زمينه وجود دارد، به چند بخش تقسيم مى‏شود؛ در ذيل تنها به برخى از آنها اشاره مى‏شود:
4- 1. امكان رسيدن به حقيقت‏
آياتى از قرآن با مبناى شكاكيت و نسبيت‏گرايى و عدم امكان دست‏يابى به حقيقت- كه از مبانى و پيش‏فرض‏هاى پلوراليزم دينى است- در تضاد و تقابل است و نشان مى‏دهد كه از ديدگاه قرآن، به هيچ وجه شكاكيت و نسبيّت در دين، مورد پذيرش نيست و رسيدن به حقيقت امكان‏پذير است. اين آيات عبارت است از:
4- 1- 1. آياتى كه شك‏ورزان را مورد سرزنش قرار مى‏دهد. «2»
4- 1- 2. آياتى كه ادله پيامبران را روشن و آشكار و ترديد شكاكان را بى‏وجه‏
__________________________________________________
(1). نگا: ميشل، توماس، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى، (قم: مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چاپ اول، 1377)، صص 23- 27.
(2). جاثيه (45)، آيه 32.
معرفى مى‏كند. «1» براى مثال در رابطه با آشكار بودن حقيقت اسلام مى‏فرمايد:
«لا إِكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» «2»
؛ «هيچ اكراهى در دين نيست؛ به درستى كه راه هدايت از گمراهى، روشن گرديد» «3».
4- 1- 3. آياتى كه امر به تبعيت از علم و يقين و نهى از پيروى ظن و گمان دارد. «4»
4- 2. عدم قبول غير اسلام‏
اين آيات با صراحت، اسلام را تنها دين حق و صراط مستقيم معرفى مى‏كند و عقايد پيروان ساير اديان را باطل معرفى كرده و آنان را به پيروى از اسلام دعوت مى‏كند:
4- 2- 1. «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» «5»
؛ «و هر كس جز اسلام، دينى [ديگر] جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است». البته اسلام همه پيامبران الهى را راهبر به سوى حقيقت دانسته و دين همه را اسلام مى‏داند. بنابراين پيروى از پيامبران خدا در عصر رسالتشان، همان‏
__________________________________________________
(1). ابراهيم (14)، آيه 9 و 10.
(2). همان، آيه 256.
(3). جهت آگاهى بيشتر نگا:
الف. محمد حسن، قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم دينى، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر؛
ب. مركز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه علميه، پلوراليسم دينى، (قم: چاپ اول، 1380)؛
پ. على، ربانى گلپايگانى، تحليل و نقد پلوراليسم دينى، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول 1378)؛
ت. كتاب نقد، ش 4، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، 1378).
(4). اسراء (17)، آيه 36؛ يونس (10)، آيه 36؛ نجم (53)، آيه 28.
(5). آل‏عمران (3)، آيه 85.
اسلام است و مصداق آن در زمان رسالت حضرت ختمى مرتبت، پيروى از آيين حضرت محمد صلى الله عليه و آله است «1».
4- 2- 2. «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِى جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ» «2»
؛ «هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمى‏شوند، مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى.
بگو: در حقيقت، تنها هدايت خدا است كه هدايت [واقعى‏] است و چنانچه پس از آن علمى كه تو را حاصل شد، از هوس‏هاى آنان پيروى كنى، در برابر خدا سرور و ياورى نخواهى داشت».
4- 2- 3. «وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ» «3»
؛ «و يهود گفتند: عُزَير، پسر خدا است و نصارا گفتند: مسيح، پسر خدا است! اين سخنى است [باطل‏] كه به زبان مى‏آورند، و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شده‏اند، شباهت دارد. خدا آنان را بكشد؛ چگونه [از حق‏] بازگردانده مى‏شوند؟!»
آيات فراوان ديگرى از اين سنخ وجود دارد كه شما را به تأمل و تدبر بيشتر در آنها ارجاع مى‏دهيم. «4»
4- 3. دين همه انسان‏ها
بسيارى از آيات قرآن، همه انسان‏ها را مخاطب قرار داده و به دين اسلام دعوت كرده و قرآن و پيامبر اسلام را هادى همه انسان‏ها معرفى كرده است. از جمله اينكه مى‏فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً» «5»؛ «و ما تو را نفرستاديم، مگر براى همه مردم تا [آنها را به پاداش الهى‏] بشارت دهى و [از عذاب او] بترسانى ...».
در جاى ديگر مى‏فرمايد: «قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّى رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً» «6»؛ «بگو: اى مردم!
__________________________________________________
(1). جهت آگاهى بيشتر نگا: محمد حسن، قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم، صص 117- 136.
(2). بقره (2)، آيه 120.
(3). توبه (9)، آيه 30.
(4). ر. ك: آل‏عمران (3)، آيه 61 (مباهله با مسيحيان)؛ توبه (9)، آيه 31 و 32؛ نساء (4)، آيه 157 و 171؛ مائده (5)، آيه 51 و 73؛ فتح (48)، آيه 28؛ صف (61)، آيه 9؛ مريم (19)، آيات 88 و 91؛ بقره (2)، آيه 79.
(5). سبا (34)، آيه 28.
(6). اعراف (7)، آيه 158. نيزنگا: نساء (4)، آيه 79؛ حج (22)، آيه 49؛ فرقان (25)، آيه 1؛ انبياء (21)، آيه 107.
من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم». در رابطه با همگانى بودن قرآن در موارد مختلفى مى‏فرمايد: «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ» «1»؛ «آن كتاب (قرآن) نيست، مگر تذكرى براى همه جهانيان».
4- 4. فراخوانى اهل كتاب به اسلام‏
قرآن مجيد اهل كتاب را به اسلام فرا خوانده و روى‏گردانى از آن را كفر و حق پوشى تلقى نموده و به شدت از آن توبيخ مى‏كند:
«اى اهل كتاب! پيامبر ما به سوى شما آمد؛ در حالى كه بسيارى از حقايق كتاب [آسمانى‏] را كه شما مخفى داشتيد، روشن مى‏سازد و از بسيارى از آنها صرف نظر مى‏كند. آرى از جانب خدا به سوى شما نور و كتاب آشكارى آورد. خداوند به بركت آن، كسانى كه خشنودى او را پيروى كنند، به راه‏هاى سلامت هدايت مى‏كند و به فرمان خود، از تاريكى‏ها به سوى روشنايى مى‏برد و آنها را به راه راست هدايت مى‏كند» «2».
قرآن در جاى ديگر مى‏فرمايد: «يا اهل الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ» «3»؛ «اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا كافر مى‏شويد، در حالى كه [بر درستى آن‏] گواهيد».
در اين زمينه آيات فراوان ديگرى وجود دارد كه بر بطلان پلوراليزم دينى، به گونه‏هاى مختلف دلالت دارد و همگان را به بررسى و شناخت اسلام و پيروى از آن فرا مى‏خواند «4».
__________________________________________________
(1). تكوير (81)، آيه 27؛ يوسف (12)، آيه 104؛ ص (38)، آيه 87؛ انعام (6)، آيه 90. نيز نگا: ابراهيم (14)، آيه 1 و 52؛ آل عمران (3)، آيه 138؛ انعام (6)، آيه 18؛ نساء (4)، آيه 174؛ فرقان (25) آيه 1.
(2). مائده (5) آيه 15- 16 و نيز نگا: همان، آيه 19.
(3). آل عمران (3) آيه 7. نيز نگا: بقره (2) آيه 41؛ آل عمران (3) آيه 71.
(4). جهت آگاهى بيشتر نگا: محمد حسن، قدردان قراملكى، قرآن و پلوراليزم، (تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، 1380.
پنج. تفكيك حقيقت و معذور بودن‏
هر چند دين حق و صراط مستقيم، واحد است؛ ولى معذّر و حجت بودن، گوناگون است!! و مسئله حقانيت را بايد از آن جدا كرد. پيروان ساير اديان، خارج از شريعت حق و مطلوب الهى‏اند؛ اما در صورت وجود شرايطى، داراى حجت و دليل خواهند بود؛ از جمله: جهل غيرمقصرانه نسبت به اسلام؛ طالب بودن حقيقت در سويداى دل و جست و جوى آن در حد مقدور و پاى‏بندى به احكام عقل و فطرت.
بر اين اساس هر چند راهشان «صراط مستقيم» و دين حق نيست؛ اما در روز قيامت نزد خداوند معذورند. قرآن از اين گروه به «مستضعف» ياد كرده است. اين گروه ضمن معذور بودن، به تناسب صدق باطنى و نوع عقايد و رفتار، و به عبارت ديگر متناسب با ميزان «حسن فاعلى» و «حسن فعلى»، بهره‏اى از سعادت برده و به درجه‏اى از سعادت نايل خواهند شد.
چكيده ديدگاه اسلام عبارت است از:
1. دين حق، تنها اسلام است. اسلام همان آيين توحيدى به معناى كامل كلمه و در همه ابعاد آن است كه دين همه انبياى الهى بوده و آنان، همگان را به سوى آن دعوت كرده‏اند. بنابراين آموزه‏هايى چون تثليث، ثنويت و ... هرگز بنياد و اساس درستى ندارد.
2. از نظر اسلام، شريعت داراى كثرت طولى است؛ يعنى، آنچه در طول تاريخ تغيير كرده، شريعت الهى بوده است و هر پيامبر صاحب شريعتى، شريعت پيشين را نسخ نموده و شريعت كامل‏تر و متناسب با رشد بشر و مقتضيات زمان، عرضه كرده است. بنابراين تكثر طولى- نه عرضى- شريعت وجود داشته است و با شريعت خاتم همه شرايع پيشين نقض شده و تنها شريعت مقبول، شريعت محمدى صلى الله عليه و آله است.
3. نجات و رستگارى انسان، تابع حجت‏هايى است كه خداوند بر انسان تمام كرده و پاسخ انسان به آنها است. هر كس در حد حجت‏هاى درونى (عقل، فطرت و ...) و بيرونى (تعاليم پيامبران) كه به آنها دسترسى داشته و يا مى‏توانسته دست يابد،
مسئول و وراى آن معذور است «1».

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 12 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .