دوستى اهل بیت علیهم السلام

محبت اهل بیت علیهم السلام تا چه اندازه اهمیت دارد و چگونه به دست مى آید؟ 

«حب»؛ یعنى، رغبت و میل انسان به چیزى. اگر این میل باطنى و رغبت دل به چیزى شدید و قوى شود، آن را عشق مى نامند.[1] جایگاه حب اهل بیت علیهم السلام را باید از قرآن و روایات اخذ کرد.
در اهمیت و جایگاه محبت اهل بیت علیهم السلام همین بس که قرآن، آن را تنها پاداش رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله معرفى کرده است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى»[2]؛ «[ اى پیامبر!] بگو از شما هیچ پاداشى درخواست نمى کنم، جز آنکه نزدیکان مرا دوست بدارید».

فواید یاد مرگ

یاد مرگ چه فوایدى دارد؟

امیر مؤمنان علیه السلام، فواید یاد مرگ را در امور زیر مى داند:
۱. یاد مرگ سبب بازداشتن انسان از بیهودگى و بازى هاى دنیوى مى شود: «به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از هزل و بیهودگى منع مى کند» [1] .
۲. اندیشه مرگ مانع انجام دادن کارهاى زشت و ناروا است: «هان! [ مرگ ] برهم زننده لذت ها، تیره کننده شهوت ها و نابودکننده آرزوها را به یاد آرید؛ آن گاه که به کارهاى زشت شتاب مى آرید» [2] .
۳. یاد مرگ موجب انجام دادن اعمال و کردار نیک مى شود: «آن که مرگ را چشم داشت، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت» [3] .

چرایى آفرینش

چرا خدا جهان را آفرید، چه هدفى از این کار داشت؟ منظورم را بهتر بگویم: مگر خداى متعال از همه چیز بى نیاز نیست؛ پس چه نیازى به آفرینش جهان داشت؟ اگر بگویید خدا فیاض است، این سؤال پدید مى آید که پس خداوند باید جهان را بیافریند تا فیاض باشد. آیا این نوعى نیاز نیست؟

براى روشن شدن این مسئله، باید به مطالب زیر توجه کرد:
یکم. هدف انسان در کارهایش، رسیدن به کمال یا رفع نقص است؛ براى مثال غذا مى خورد تا رفع گرسنگى و نیاز بدن کند؛ لباس مى پوشد تا خود را از سرما و گرما حفظ کند؛ ازدواج مى کند براى ارضاى نیازى که در این باره احساس مى نماید. عبادت مى کند تا به کمال نهایى و قرب الهى برسد و خدمت به خلق خدا مى کند، تا کمالات عالى را کسب کند. اما خداوند، هیچ نقصى ندارد تا با افعالش، آن را برطرف سازد و کمالى را فاقد نیست، تا براى رسیدن به آن بکوشد.

نور بودن خدا

خدا نور است یعنی چه؟ چرا خدا به نور تشبیه شده است؟

1. یکی از اسماء خداوند متعال نور است، لکن منظور از نور، همین نور حسّی شناخته شده نیست؛ لذا در برخی روایات و ادعیه برای جلوگیری از این پندار آمده است:

ايستگاه هاى قيامت

در دعاى ابوحمزه ثمالى درباره سختى اهوال قيامت گفته شده است؛ به طور كلى مواقف و ايستگاه هاى قيامت چند تا است و فلسفه آنها چيست؟

پس از اينكه همه بندگان ـ به استثناى مخلَصين و شيعيان واقعى ـ در صحنه قيامت حاضر مى شوند، ايستگاه هايى را بايد طى كنند تا به مقصد نهايى خود برسند. براساس روايات، صحنه محشر و قيامت، پنجاه موقف و ايستگاه دارد كه نخستين آنها، به پاخاستن از قبر و حضور در صحنه محشر است. قرآن مى فرمايد: «تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ»[1] ؛ «فرشتگان و روح [ در روز قيامت] به سوى او عروج مى كنند، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است».

براي ارسال سوال از فرم زير استفاده كنيد. لطفا فرم را به صورت كامل تكميل نماييد.
متن سوال: نام: همراه: ايميل: